واژههای حرف S
این فهرست فقط واژههای نمونهٔ وبسایت را نشان میدهد، نه همهٔ واژههای اپلیکیشن لایتنری.
- sacrificeقربانی کردن، ذبح در راه خدا یا خدایان
- sagaحماسهی اسکاندیناوی، ساگا (معمولا به نثر و مربوط به قرون وسطی و سرگذشت خانوادههای مهم و قهرمانان)
- sanctionاجازه، تصویب، تایید رسمی
- sanitisationضدعفونیسازی، پاکسازی بهداشتی
- sarcasmطعنه، کنایه، گوشه و کنایه، ریشخند
- sarcasticطعنهآمیز، کنایهآمیز
- satiricalطنزآمیز، هجوآمیز، هجوی
- satisfactionبرآوردن نیاز یا خواسته، اقناع، ارضا
- satisfyبسنده بودن، کافی بودن، رضایتبخش بودن
- saturatedکاملاً خیس شده، اشباع شده، مالامال
- scalableصعودپذیر، قابل بالا رفتن
- scandalرسوایی، آبروریزی، ننگ، افتضاح، بدنامی، خفت
- scandalousننگآور، رسواکننده، شرمآور
- scarcityکمیابی، نایابی، نادر بودن
- scatterپراکنده شدن، متفرق شدن، پراکنده کردن، متفرق کردن
- scenarioسناریو، شرح مختصر قضایا
- scepticismشکگرایی، تردید
- schemeانحراف هنرمندانه از ترتیب معمول کلمات
- scholarدانشجو یا دانشآموز بورسیهدار، دریافتکننده کمک هزینه تحصیلی
- scientificعلمی، چیستایی، فرهنجی
- scrupulousدقیق، موشکافانه، با دقت فراوان
- scrutinyنگاه موشکافانه، ژرفنگری، بررسی دقیق
- seamlessبیدرز
- sectarianismتعصب فرقهای، پایبندی شدید به یک فرقه یا مذهب خاص
- sectorناحیه، منطقه
- secularisationاملای استاندارد بریتانیایی (غیر آکسفورد) secularization
- seekجستجو کردن، جوییدن، دنبال چیزی گشتن، در پی چیزی بودن
- segregationجداسازی، تفکیک
- self-consciousآگاه از خود به عنوان یک فرد
- self-defenseدفاع از خود، صیانت نفس، خود پدافند
- self-denialاز خودگذشتگی، فداکاری، ایثار، جانفشانی
- self-determinationتوانایی یا حق تصمیمگیری مستقل بدون دخالت دیگران
- self-disciplineانضباط شخصی، خودفرمانی
- self-effacementافتادگی، امحای خود
- self-esteemعزت نفس، خودباوری
- self-indulgenceخودکامگی، تسلیم شدن به هوا و هوسهای فردی، میلگرایی، خویشکامی، هوسرانی، لذتجویی
- self-sufficientخودکفا، خودبسنده
- seminalوابسته به تخم یا بذر یا منی، تخمی، دانهای
- sentimentاحساس، تمایل، گرایش
- serendipityنیکبختی، خوشبختی، نیکیابی
- serialisationاملای بریتانیایی serialization
- serializeتبدیل یک شیء به دنبالهای از بایتها که بعداً میتواند به یک شیء با ویژگیهای معادل تبدیل شود.
- severityشدت، سختی، ستهمی
- sexismاعتقاد به برتری ذاتی یک جنس یا جنسیت بر دیگران
- sexualiseاملای دیگر sexualize
- sexualityکیفیت جنسی بودن؛ آنچه با جنس مشخص یا متمایز میشود.
- shadyپرسایه، سایهدار
- shareholderسهامدار
- shelveتاقچهدار کردن، قفسهبندی کردن
- shmoozeصحبت خودمانی کردن، بهویژه بهصورت دوستانه و متقاعدکننده برای کسب مزیت
- shockingتکاندهنده، شوکآور
- shopaholicفردی که بیش از حد خرید میکند؛ معتاد به خرید
- shortcutراه میانبر
- shortsightedنزدیکبین
- showdownمقابله یا نبرد نهایی، زورآزمایی سرنوشتساز، رودررویی قاطع
- significantمعنیدار، پرمعنی
- similarityشباهت، همانندی، مانستگی
- simplicityسادگی (غیرپیچیدگی)
- simplifyساده کردن، آسان کردن، کوتاه کردن
- simulateشبیهسازی کردن، همگون کردن، نمایاندن
- simulationشبیهسازی، همگونسازی
- skepticشکاک، دیرباور، کسی که به راحتی چیزی را باور نمیکند
- skepticalشکاک، شک کننده، تردیدگرا
- skyrocketترقهی موشکی، فشفشهای که موشکوار به هوا میرود و با جرقههای رنگارنگ منفجر میشود
- slangزبان غیررسمی و خودمانی، زبان لاتی
- slateسنگ لوح، سنگ متورق، پلمه سنگ
- snottyآلوده به آب بینی، پر از آب بینی
- soarاوج گرفتن، بالارفتن، در ارتفاع بالا پرواز کردن
- sociologyجامعهشناسی، هامهشناسی
- softenنرم کردن
- solemnityوقار، ابهت، جدیت
- sophisticatedفرهیخته، کارکشته، بافرهنگ، چشم و گوش باز
- sophisticationروشنگری یا آموزش
- sovereigntyفرمانروایی، حاکمیت، اقتدار
- spatialفضایی، مربوط به فضا
- spearheadنوک نیزه، سر نیزه، سنان
- specialistتخصصی، ویژهگرا
- specializeبه جزئیات خاص پرداختن
- speciesنوع، قسم، جور
- specificationمشخصات دقیق، جزئیات فنی
- spectacularچشمگیر، خارقالعاده، تماشایی
- spectrumگستره، زنجیره، سلسله
- speculateاندیشیدن، تأمل کردن
- sphereکره، سطحی در سه بعد که همه نقاط آن از یک مرکز فاصله یکسان دارند.
- spikeمیخ بلند و سنگین، میخ طویله
- spiritualروحی (در برابر جسمی یا بدنی)، روانی
- spokeswomanسخنگوی زن، زنی که به نمایندگی از یک گروه صحبت میکند
- spoonfeedاملای جایگزین spoon-feed
- sporadicتکتک، غیرهمهگیر (در مورد بیماری)
- spotlightنورافکن (بهویژه در صحنهی تئاتر یا ویترین مغازه)
- spuriousدروغین، کاذب، قلابی، جعلی، ساختگی
- spywareنرمافزارهای جاسوسی که مخفیانه فعالیتهای کاربر رایانه را زیر نظر گرفته و گزارش میدهند.
- stabiliseتثبیت کردن، پایدار کردن
- stabiliserاملای جایگزین stabilizer
- stabilizeپایا کردن، دارای ثبات کردن، پابرجا کردن
- stagnantراکد، ایستا، ناروان
- stakeholderبانکدار، نگهدار پولهای شرطبندی شده، مادر حساب
- stalemateپات
- stanceطرز ایستادن، وضع بدن، اندام نهشت
- standardisationاستانداردسازی، هماهنگسازی
- startupراهاندازی، شروع به کار
- stateوضع، حالت، شرایط
- statisticsآمارشناسی، دانش آمار
- statureقامت، قد، بالا
- statutoryقانونی، نظامنامهای، وابسته به قوانین مصوبه توسط مجلس
- steadfastثابت، محکم، تغییرناپذیر
- stereotypeکلیشه، پندار یا گفتار یا رفتار قالبی
- sterilisationاملای جایگزین sterilization
- stifleخفه کردن، با جلوگیری از تنفس کشتن
- stigmaننگ، بدنامی، لکه ننگ، خفت، عیب
- stigmatiseبدنام کردن، ننگین کردن، انگ زدن
- stimulateبرانگیختن، ترغیب کردن، تحریک کردن
- stipulateشرط کردن، قید کردن
- stirringمهیج، شورانگیز، پر شور
- stockموجودی، کالای آماده فروش، انبار
- stokeفرو کردن، فرو بردن، سوراخ کردن
- storiedمشهور، نامور، مذکور در تاریخها یا داستانها
- strategicراهبردی، استراتژیک، مربوط به راهبرد
- strategistاستراتژیست، رزم تدبیرگر، رزم ترفندگر
- strategyهنر و علم فرماندهی نظامی در برنامهریزی و هدایت جنگ، استراتژی نظامی
- strawmanمرد پوشالی، استدلال مغالطهآمیز
- strengthenنیرومند کردن، تقویت کردن، نیرو بخشیدن، قوی کردن
- strenuousپرتنش، پرتکاپو، پرتقلا، پرکوشش
- stringentشدید، سخت، سختگیرانه
- strong-armقلدرانه، خشونتآمیز، قاهرانه
- strongmanآدم پرزور، پهلوان
- structureساختار، ساخت
- stubbornسرسخت، لجوج، لجباز، یکدنده، خودرای
- subcontractقرارداد فرعی امضا کردن، اجرای قرارداد را به مجریان دست دوم سپردن
- subjectiveذهنی، مبتنی بر احساسات یا شهود شخصی
- subordinationتابعسازی، وابستهسازی، فرعیسازی
- subsidisationشکل دیگر subsidization؛ یارانهدهی، کمک مالی دولتی
- subsidyیارانه، کمک مالی
- substantialمادی، دارای جوهر
- successionپشتهمی، توالی، پیدرپیآمدن
- successiveپیاپی، پشت سر هم، متوالی، پی در پی
- succinctموجز، روشن و کوتاه، واضح و مختصر
- sulphateاملای دیگر sulfate
- summarizeخلاصه کردن، کوتهوار کردن، تلخیص کردن، ملخص کردن
- summitقله، چکاد، نوک، اوج
- superbugسوپرباگ، باکتری مقاوم به بسیاری از آنتیبیوتیکها
- superficialسطحی، رویهای، برونهای
- supplementمکمل، متمم، افزوده
- supplementaryاضافی، افزوده، تکمیلی، ضمیمه، کمکی
- suppressسرکوب کردن، منکوب کردن، خاموش کردن، فرونشاندن
- supremacyبرتری، تفوق
- surefootedبا گامهای استوار، بدون لغزش راهرفتن
- surelyبدون شکست، حتماً
- surgeموج ناگهانی، افزایش ناگهانی
- surgicalوابسته به جراح و جراحی، ناشی از جراحی، جراحی
- surmountableقابل غلبه، قابل غلبه کردن، قابل فائق آمدن
- survivalبقا، زندهمانی، پایندگی
- susceptibleمستعد، حساس
- suspensefulمهیج، پر از تعلیق
- suspicionسوظن، بدگمانی، شک
- suspiciousشکبرانگیز، موجب سوءظن، مشکوک
- sustainحفظ کردن، ادامه دادن، پیگیری کردن
- sustainabilityتوانایی حفظ یا ادامه دادن چیزی
- swampباتلاق، مرداب، زمین خیس و باتلاقی
- swayنوسان، حرکت رفت و برگشتی
- symbolنماد، نشانه، علامت، سمبول
- symbolicنمادی، نمادین، سمبولیک
- symbolizeنماد چیزی بودن، دال بر چیزی بودن، حاکی بودن
- symmetricalمتقارن، قرینه، همبرابر
- sympathizeهمدردی کردن، دلسوزی کردن، در غم کسی شریک شدن
- synchronousهمزمان، همرخداد، همگاه، هم هنگام
- syndromeنشانگان، سندرم، مجموعهای از نشانهها که با هم بروز میکنند و از یک بیماری خاص خبر میدهند.
- synonymواژهی هممعنا، مترادف
- synthesizeترکیب کردن، ادغام کردن
- systematicروشمند، سامانمند، از روی حساب و کتاب
- systemicسیستمیک، فراگیر در کل سیستم