دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی sacrifice به فارسی

قربانی کردن، ذبح در راه خدا یا خدایان

بریتانیایی: /ˈsæk.rɪ.faɪs/ آمریکایی: /ˈsæk.rə.faɪs/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

مدخل ۱

ریشه‌شناسی

From Latin sacrificium, from sacer (sacred) + facere (to make).

اسم

جمع
sacrifices
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

قربانی کردن، ذبح در راه خدا یا خدایان

دین

The killing of a human being or animal as an offering to a deity.

the sacrifice of a lamb to the gods

قربانی یک گوسفند در راه خدایان

۲.

حیوان یا هر چیزی که قربانی می‌شود

دین

A human being, animal, or object offered to a deity.

the sacrifice consisted of an old camel

قربانی مشتمل بود بر یک شتر پیر.

۳.

تقدیم عبادت، توبه، دعا و غیره به یک خدا

مجازی

The offering of devotion, penitence, prayer, etc., to a deity.

They offered prayers as a sacrifice to God.

آنها دعاها را به عنوان قربانی به خدا تقدیم کردند.

۴.

فدا شدن مسیح برای کفاره گناهان بشر

مسیحیت

Jesus Christ's voluntary offering of himself to be crucified as atonement for sins.

Christ's sacrifice on the cross

فدا شدن مسیح بر روی صلیب

۵.

آیین عشای ربانی یا مراسم مذهبی که به عنوان پیشکش شکرگزاری یا بازآفرینی فداکاری مسیح تلقی می‌شود

مسیحیت

The rite of Holy Communion or Mass, regarded as an offering of thanksgiving or a re-enactment of Christ's sacrifice.

the sacrifice of the Mass

مراسم عشای ربانی

۶.

فدا کردن، از دست دادن چیزی برای چیز دیگر

مجازی

The destruction or surrender of something for the sake of something else regarded as more valuable.

the sacrifice of one's spare time in order to volunteer

فدا کردن وقت آزاد برای داوطلب شدن

متضادها: nonsacrifice

۷.

ضربه‌ای که در آن ضربه‌زن عمداً توپ را آرام می‌زند تا دونده را جلو ببرد و خود اوت شود

بیسبال

A play in which the batter intentionally hits the ball softly to advance a runner at the cost of an out.

He hit a sacrifice to move the runner to third.

او یک ضربه فداکاری زد تا دونده را به پایگاه سوم برساند.

۸.

اعلام قراردادی که احتمالاً انجام نمی‌شود برای کاهش امتیاز جریمه نسبت به سود احتمالی حریف

بریج

A bid of a contract unlikely to be fulfilled, made to incur fewer penalty points than opponents' likely gain.

They made a sacrifice bid to avoid a higher score.

آنها یک اعلام فداکارانه کردند تا از امتیاز بالاتر جلوگیری کنند.

مترادف‌ها: save

۹.

زیان مالی ناشی از فروش چیزی به کمتر از ارزش آن

کسب‌وکارزبان عامیانهقدیمی

A monetary loss incurred by selling something at less than its value.

The seller took a sacrifice on the farm, accepting far less than its value.

فروشنده در معامله زیانی دید و زمین مزرعه را با قیمتی به طور قابل توجهی کمتر از ارزشش فروخت.

۱۰.

فدا کردن مهره در شطرنج

شطرنج

An act of intentionally allowing a piece to be captured to improve one's position.

He made a sacrifice to gain a positional advantage.

او یک مهره را فدا کرد تا برتری موضعی به دست آورد.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

make sacrifices

۱۱.

فداکاری کردن، جانبازی کردن، ازخود گذشتگی کردن

To give up something valued for the sake of something else regarded as more important.

Parents often make sacrifices for their children.

والدین اغلب برای فرزندانشان فداکاری می‌کنند.

مدخل ۲

ریشه‌شناسی

From Middle English sacrificen, from the noun sacrifice.

فعل

سوم‌شخص مفرد
sacrifices
وجه وصفی حال
sacrificing
گذشته ساده
sacrificed
اسم مفعول
sacrificed
۱۲.

قربانی کردن، ذبح کردن در راه خدا یا خدایان

گذرادین

To offer a human being, animal, or object to a deity.

they sacrificed a goat to the gods

آنان یک بز را قربانی خدایان کردند.

مترادف‌ها: Molochise، Molochize

۱۳.

کشتن یا نابود کردن (انسان یا حیوان)، به‌ویژه برای آزمایش علمی

گذرامجازی

To destroy or kill a human being or animal; specifically, to kill an animal for scientific purposes.

The lab sacrificed the mice for the experiment.

آزمایشگاه موش‌ها را برای آزمایش کشت.

۱۴.

فدا کردن، نثار کردن، ایثار کردن، از دست دادن

گذرامجازی

To destroy or surrender something for the sake of something else regarded as more valuable.

those youths sacrificed their lives for their country

آن جوانان جان خود را فدای میهن خود کردند.

we must increase production without sacrificing quality

بایستی بدون فدا کردن مرغوبیت، تولید خود را افزایش دهیم.

۱۵.

با ضربه زدن، دونده را جلو بردن در حالی که ضربه‌زن اوت می‌شود

گذرابیسبال

To advance a runner by batting the ball so that the batter is out but the runner advances.

He sacrificed the runner to second base.

او دونده را با ضربه فداکاری به پایگاه دوم رساند.

۱۶.

با زیان فروختن

گذراکسب‌وکارزبان عامیانهقدیمی

To sell something at less than its value, incurring a loss.

They sacrificed the house to seal the deal, taking a sizable loss.

آنها برای نهایی کردن معامله، خانه را با زیان قابل توجهی به فروش رساندند.

۱۷.

فدا کردن مهره در شطرنج

گذراشطرنج

To intentionally allow a piece to be captured to improve one's position.

He sacrificed his queen to force checkmate.

او وزیر خود را فدا کرد تا کیش‌ومات کند.

۱۸.

قربانی کردن، ذبح کردن

ناگذرادین

To offer a sacrifice to a deity.

The priest sacrificed at the altar.

کشیش در محراب قربانی کرد.

۱۹.

ضربه‌ای زدن که باعث اوت شدن خود و پیشرفت دونده شود

ناگذرابیسبال

To bat the ball so that the batter is out but a runner advances.

He sacrificed to move the runner to third.

او ضربه فداکاری زد تا دونده به پایگاه سوم برود.

۲۰.

اعلام فداکارانه کردن در بریج

ناگذرابریج

To make a sacrifice bid.

They sacrificed to avoid a slam.

آنها اعلام فداکارانه کردند تا از اسلم جلوگیری کنند.

۲۱.

برگزاری مراسم عشای ربانی یا مذهبی

ناگذرامسیحیت

To celebrate Holy Communion or Mass.

The priest sacrificed at the Sunday service.

کشیش در مراسم یکشنبه عشای ربانی را برگزار کرد.

عبارت‌های مرتبط

make sacrifices
فداکاری کردن، جانبازی کردن، ازخود گذشتگی کردن

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه sacrifice را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.