دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی sector به فارسی
ناحیه، منطقه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
Borrowed from Latin sector.
اسم
- جمع
- sectors
ناحیه، منطقه
A section or zone; a designated area.
The American sector of West Berlin was heavily guarded.
منطقهی امریکایی برلن غربی به شدت محافظت میشد.
منطقه عملیاتی، حوزه مسئولیت
An area designated by boundaries within which a unit operates, and for which it is responsible.
The battalion was assigned to defend the northern sector.
گردان مأمور دفاع از بخش شمالی شد.
قطاع، بخشی از دایره
Part of a circle, extending to the center; circular sector.
The circle was divided into four equal sectors.
دایره به چهار قطاع مساوی تقسیم شده بود.
بخش، سکتور (واحد ذخیرهسازی داده)
A fixed-sized unit of sequential data stored on a track of a digital medium.
The hard drive has a bad sector.
هارد دیسک یک سکتور خراب دارد.
بخش (اقتصادی)
A field of economic activity.
The private sector is growing rapidly.
بخش خصوصی به سرعت در حال رشد است.
چرخدنده کمانی، سکتور دندهای
A toothed gear whose face is the arc of a circle.
The machine uses a sector gear to control the movement.
ماشین از یک چرخدنده کمانی برای کنترل حرکت استفاده میکند.
بخش (از پیست مسابقه)
A fixed, continuous section of the track.
He set the fastest time in the third sector.
او سریعترین زمان را در بخش سوم ثبت کرد.
بخش (از دیواره سنگنوردی)
An area of a crag, consisting of various routes.
We climbed all the routes in the north sector.
همه مسیرهای بخش شمالی را صعود کردیم.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه sector را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.