دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی slang به فارسی

زبان غیررسمی و خودمانی، زبان لاتی

بریتانیایی: /slæŋ/ آمریکایی: /slæŋ/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

مدخل ۱

ریشه‌شناسی

First use appears c. 1756, meaning 'special vocabulary of tramps or thieves', origin unknown.

اسم

جمع
slangs
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

زبان غیررسمی و خودمانی، زبان لاتی

Language outside of conventional usage and in the informal register.

The teenagers used slang that was hard for adults to understand.

نوجوانان از زبان لاتی استفاده می‌کردند که برای بزرگسالان سخت بود که بفهمند.

مترادف‌ها: vernacular، jargon، lingo، cant

۲.

اصطلاحات تخصصی، زبان ویژه یک حرفه یا موضوع

Language that is unique to a particular profession or subject; jargon.

Medical slang can be confusing for patients.

اصطلاحات تخصصی پزشکی می‌تواند برای بیماران گیج‌کننده باشد.

۳.

زبان مخفی یک گروه اجتماعی، زبان زرگری

The specialized language of a social group, sometimes used to conceal one's meaning from outsiders; cant.

Thieves have their own slang to avoid being understood.

دزدها زبان مخصوص خود را دارند تا فهمیده نشوند.

۴.

یک نوع خاص از زبان خودمانی، اصطلاحات یک گروه خاص

countable

A particular variety of slang; the slang used by a particular group.

Teen slang changes every generation.

زبان خودمانی نوجوانان هر نسل تغییر می‌کند.

۵.

یک واژه یا عبارت خودمانی

countable

An item of slang; a slang word or expression.

"Lit" is a slang meaning "excellent".

«لیت» یک واژه خودمانی به معنی «عالی» است.

۶.

یک کلمه دشنام، فحش

countableهند

A curse word.

He shouted a slang at the driver.

او یک فحش به راننده داد.

فعل

سوم‌شخص مفرد
slangs
وجه وصفی حال
slanging
گذشته ساده
slanged
اسم مفعول
slanged
۷.

فحاشی کردن، بد دهانی کردن

گذراقدیمی

To vocally abuse, or shout at.

The constable slanged the quarrelsome passenger, barking that he would have none of his rudeness.

افسر با مشتری پرخاشگر فحاشی کرد و فریاد زد که بساط بی‌ادبی او را تحمل نمی‌کند.

مدخل ۲

ریشه‌شناسی

Archaic simple past of sling.

فعل

۸.

زمان گذشته ساده sling

قدیمی

Archaic simple past of sling.

In the old records, the sailor slang the rope over his shoulder and strode away, the crew following in silence.

در سوابق قدیمی، ملوان طناب را روی شانه‌اش انداخت و دور شد، گروه با سکوت از او پیروی کردند.

مدخل ۳

ریشه‌شناسی

Dialectal variant of slanket.

اسم

جمع
slangs
شمارش‌پذیری
countable
۹.

یک قطعه زمین باریک و دراز، دماغه

بریتانیاگویشی

Any long, narrow piece of land; a promontory.

They walked along the slang overlooking the sea.

آن‌ها در امتداد دماغه‌ای که بر دریا مشرف بود قدم زدند.

مدخل ۴

ریشه‌شناسی

Compare sling.

اسم

جمع
slangs
شمارش‌پذیری
countable
۱۰.

بند پا، زنجیری که به پای زندانی می‌بستند

بریتانیامنسوخ

A fetter worn on the leg by a convict.

The prisoner wore a slang about the ankle, a grim reminder of the warder’s ward.

زندانی یک بندپا بر مچ پا می‌پوشید، یادآور سربازبازداشتگاه با حالتی ترسناک.

۱۱.

وزن یا پیمانه تقلبی

بریتانیامنسوخزبان عامیانه

A counterfeit weight or measure.

The merchant tipped the scales with a slang, and the weight seemed oddly light to the buyer.

بازرگان از پیمانه تقلبی استفاده کرد، و وزن برای خریدار به طرز عجیبی کم به نظر می‌آمد.

۱۲.

نمایش دوره‌گرد، یک اجرا از آن

بریتانیامنسوخزبان عامیانه

A travelling show, or one of its performances.

The slang came to town with tents and drums, drawing crowds to its lively performances.

نمایش دوره‌گرد با خیمه‌ها و طبل‌ها به شهر آمد و جمعیت را به اجراهای پرشور کشاند.

۱۳.

مجوز دستفروشی

بریتانیامنسوخزبان عامیانه

A hawker's license.

He showed a slang to the magistrate and was granted leave to sell his wares at the market.

به قاضی اجازه فروش کالاهایش در بازار را نشان داد و مجوز دستفروشی گرفت.

۱۴.

زنجیر ساعت

بریتانیامنسوخزبان عامیانه

A watchchain.

A polished slang dangled from his waistcoat, catching the firelight as he moved about the room.

زنجیر ساعت صیقل‌خورده‌ای از جلیقه‌اش آویزان بود و هنگام حرکت نور آتش را می‌درخشاند.

مدخل ۵

ریشه‌شناسی

From sling, with vowel lowering in African American Vernacular English.

فعل

سوم‌شخص مفرد
slangs
وجه وصفی حال
slanging
گذشته ساده
slanged
اسم مفعول
slanged
۱۵.

فروختن (به ویژه مواد مخدر)

گذراگویش آمریکایی‌های آفریقایی‌تبارانگلیسی لندنی چندفرهنگی

To sell (something, especially illegal drugs).

He was slanging drugs on the corner.

او در گوشه خیابان مواد مخدر می‌فروخت.

مترادف‌ها: sling، flog

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه slang را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.