دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی simulate به فارسی

شبیه‌سازی کردن، همگون کردن، نمایاندن

بریتانیایی: /ˈsɪm.jə.leɪt/ آمریکایی: /ˈsɪm.jə.leɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin simulatus, from simulare, meaning to make like or imitate.

فعل

سوم‌شخص مفرد
simulates
وجه وصفی حال
simulating
گذشته ساده
simulated
اسم مفعول
simulated
۱.

شبیه‌سازی کردن، همگون کردن، نمایاندن

To model, replicate, or duplicate the behavior, appearance, or properties of something.

We will use a smoke machine to simulate the fog you will actually encounter.

ما از دستگاه دود برای شبیه‌سازی مه‌ای که واقعاً با آن روبرو می‌شوید استفاده خواهیم کرد.

مترادف‌ها: imitate، mimic

۲.

وانمود کردن، تظاهر کردن

To feign or pretend.

to simulate interest

تظاهر به علاقمندی کردن

صفت

صفت تفضیلی
more simulate
صفت عالی
most simulate
۳.

مصنوعی، ساختگی، وانمودین

منسوخ

Feigned; pretended.

Her simulate grief fooled no one, and the room fell silent.

غم ساختگی او هیچ‌کس را فریب نداد و اتاق به سکوت نشست.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

simulated

۴.

ساختگی، مصنوعی، بدلی، وانمودین

منسوخ

Feigned; pretended.

simulated fur

خز مصنوعی

a simulated attack

حمله‌ی ساختگی

عبارت‌های مرتبط

simulated
ساختگی، مصنوعی، بدلی، وانمودین

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه simulate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.