دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی simulate به فارسی
شبیهسازی کردن، همگون کردن، نمایاندن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin simulatus, from simulare, meaning to make like or imitate.
فعل
- سومشخص مفرد
- simulates
- وجه وصفی حال
- simulating
- گذشته ساده
- simulated
- اسم مفعول
- simulated
شبیهسازی کردن، همگون کردن، نمایاندن
To model, replicate, or duplicate the behavior, appearance, or properties of something.
We will use a smoke machine to simulate the fog you will actually encounter.
ما از دستگاه دود برای شبیهسازی مهای که واقعاً با آن روبرو میشوید استفاده خواهیم کرد.
مترادفها: imitate، mimic
وانمود کردن، تظاهر کردن
To feign or pretend.
to simulate interest
تظاهر به علاقمندی کردن
صفت
- صفت تفضیلی
- more simulate
- صفت عالی
- most simulate
مصنوعی، ساختگی، وانمودین
Feigned; pretended.
Her simulate grief fooled no one, and the room fell silent.
غم ساختگی او هیچکس را فریب نداد و اتاق به سکوت نشست.
اصطلاحها و عبارتها
simulated
ساختگی، مصنوعی، بدلی، وانمودین
Feigned; pretended.
simulated fur
خز مصنوعی
a simulated attack
حملهی ساختگی
عبارتهای مرتبط
- simulated
- ساختگی، مصنوعی، بدلی، وانمودین
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه simulate را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.