دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی stirring به فارسی
مهیج، شورانگیز، پر شور
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
صفت
مهیج، شورانگیز، پر شور
Moving, rousing, exhilarating; lively, spirited.
stirring music
موسیقی شورانگیز
فعال، پر کنش، پر مشغله، پر رونق
Active, busy, full of energy and activity.
The market was a stirring place full of energy and activity.
بازار مکانی فعال و پر از انرژی و فعالیت بود.
اسم
- جمع
- stirrings
هم زدن، به هم زدن، جنبش
The act of making circular movements in a liquid with an object, agitating, mixing; rousing, moving.
Constant stirring prevents the sauce from burning.
هم زدن مداوم از سوختن سس جلوگیری میکند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه stirring را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.