دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی self-sufficient به فارسی
خودکفا، خودبسنده
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From self- + sufficient, a calque of Ancient Greek αὐτάρκης (autárkēs).
صفت
- صفت تفضیلی
- more self-sufficient
- صفت عالی
- most self-sufficient
خودکفا، خودبسنده
Able to provide for oneself independently of others; not needing external support.
The country has become self-sufficient in the production of foodstuffs.
کشور از نظر تولید مواد خوراکی خودکفا شده است.
بیش از حد به خود مطمئن، متکبر
Overconfident in one's own abilities; arrogant.
The proud farmer declared himself self-sufficient, refusing any help from neighbors.
کشاورز مفتخر خودکفا بودن را اعلام کرد و از همسایگان هیچ کمکی درخواست نکرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه self-sufficient را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.