دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی systematic به فارسی
روشمند، سامانمند، از روی حساب و کتاب
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: systematick obsolete
ریشهشناسی
From Late Latin systematicus, from Greek sustēmatikos, from sustēma 'system'.
صفت
- صفت تفضیلی
- more systematic
- صفت عالی
- most systematic
روشمند، سامانمند، از روی حساب و کتاب
Carried out according to a planned, ordered procedure.
The scientist took a systematic approach to the experiment.
دانشمند رویکردی سیستماتیک به آزمایش داشت.
متضادها: chaotic، haphazard
منظم، مرتب، سازمانیافته
Methodical; regular and orderly.
She is very systematic in her work.
او در کارش بسیار منظم است.
سیستمی، سازگانی، وابسته به سیستم
Treating an object as a system or coherent whole.
the systematic study of religious beliefs
مطالعه سیستماتیک باورهای دینی
مربوط به ردهبندی علمی، تاکسونومیک
Of or relating to taxonomic classification.
The scientists carried out a systematic study of plant species.
دانشمندان یک مطالعه سیستماتیک از گونههای گیاهی انجام دادند.
سیستماتیک (در نامگذاری شیمیایی)
Of, relating to, or in accordance with generally recognized conventions for the naming of chemicals.
The systematic name of the compound is ethanol.
نام سیستماتیک این ترکیب اتانول است.
سیستمی، وابسته به سیستم
Of, relating to, or being a system.
The archivist described the catalog as systematic, with every entry fitting neatly into the overarching scheme.
فیلمبردار آرشیو اثر را بهصورت systematic توصیف کرد، بهطوری که هر ورودی بهطور منظم در طرح کلی جای میگرفت.
قید
Colloquial use of systematic as an adverb is nonstandard; systematically is preferred.
بهطور سیستماتیک، روشمندانه
Systematically.
He went about it systematic.
او بهطور سیستماتیک به آن پرداخت.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه systematic را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.