دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی shortsighted به فارسی
نزدیکبین
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: short-sighted
ریشهشناسی
From short + sighted.
صفت
- صفت تفضیلی
- more shortsighted
- صفت عالی
- most shortsighted
نزدیکبین
Unable to see distant objects clearly; nearsighted.
He is shortsighted and needs glasses to see distant objects clearly.
او نزدیکبین است و برای دیدن اشیای دور به عینک نیاز دارد.
متضادها: farsighted
کوتهبین، کوتهنظر، نادوراندیش
Lacking foresight or long-term perspective.
This policy is shortsighted.
این سیاست دوراندیشانه نیست.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه shortsighted را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.