دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی skeptic به فارسی
شکاک، دیرباور، کسی که به راحتی چیزی را باور نمیکند
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: sceptic UK؛ sceptick obsolete؛ skeptick obsolete
ریشهشناسی
From Middle French sceptique, from Latin scepticus, from Greek skeptikos, meaning thoughtful or inquiring.
اسم
- جمع
- skeptics
شکاک، دیرباور، کسی که به راحتی چیزی را باور نمیکند
Someone who doubts beliefs, claims, plans, etc. that are accepted by others as true or appropriate, especially one who habitually does so.
He is a skeptic who questions everything he hears.
او یک شکاک است که هر چیزی را که میشنود زیر سوال میبرد.
واژههای همرده: cynic
کسی که نسبت به دین تردید دارد، مردد در مورد اصول مذهب
Someone who is skeptical towards religion.
As a skeptic, Sarah often questioned the religious beliefs she grew up with.
به عنوان یک شکاک، سارا اغلب باورهای مذهبی که با آنها بزرگ شده بود را زیر سؤال میبرد.
صفت
- صفت تفضیلی
- more skeptic
- صفت عالی
- most skeptic
شکاک، بدگمان
Skeptical; inclined to doubt or question.
She was skeptic about the new diet.
او نسبت به رژیم غذایی جدید شکاک بود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه skeptic را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.