دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی supremacy به فارسی
برتری، تفوق
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From supreme + -acy, a variant of -cy.
اسم
- جمع
- supremacies
- شمارشپذیری
- usually uncountable
برتری، تفوق
The quality of being supreme.
The team fought hard for supremacy in the league.
تیم برای برتری در لیگ سخت تلاش کرد.
چیرگی، استیلا
Power over all others.
The empire sought supremacy over the entire region.
امپراتوری به دنبال استیلا بر کل منطقه بود.
برتریطلبی، تفوقخواهی
The ideology that a specified group is superior to others or should have supreme power over them.
White supremacy is a harmful ideology.
برتری سفیدپوستان یک ایدئولوژی مضر است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه supremacy را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.