دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی self-indulgence به فارسی

خودکامگی، تسلیم شدن به هوا و هوس‌های فردی، میل‌گرایی، خویشکامی، هوسرانی، لذت‌جویی

بریتانیایی: /ˌself.ɪnˈdʌl.dʒəns/ آمریکایی: /ˌself.ɪnˈdʌl.dʒəns/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: self indulgence ؛ selfindulgence

ریشه‌شناسی

From self- + indulgence.

اسم

جمع
self-indulgences
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

خودکامگی، تسلیم شدن به هوا و هوس‌های فردی، میل‌گرایی، خویشکامی، هوسرانی، لذت‌جویی

Excessive or immoderate indulgence of one's own personal desires and needs above all others.

His self-indulgence led him to spend the entire weekend eating junk food and watching movies.

خودکامگی او باعث شد که تمام آخر هفته را به خوردن غذاهای ناسالم و تماشای فیلم بپردازد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه self-indulgence را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.