دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی self-indulgence به فارسی
خودکامگی، تسلیم شدن به هوا و هوسهای فردی، میلگرایی، خویشکامی، هوسرانی، لذتجویی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: self indulgence ؛ selfindulgence
ریشهشناسی
From self- + indulgence.
اسم
- جمع
- self-indulgences
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
خودکامگی، تسلیم شدن به هوا و هوسهای فردی، میلگرایی، خویشکامی، هوسرانی، لذتجویی
Excessive or immoderate indulgence of one's own personal desires and needs above all others.
His self-indulgence led him to spend the entire weekend eating junk food and watching movies.
خودکامگی او باعث شد که تمام آخر هفته را به خوردن غذاهای ناسالم و تماشای فیلم بپردازد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه self-indulgence را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.