دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی symbol به فارسی

نماد، نشانه، علامت، سمبول

بریتانیایی: /ˈsɪm.bəl/ آمریکایی: /ˈsɪm.bəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From French symbole, Latin symbolus, Greek σύμβολον (súmbolon, 'a sign').

اسم

جمع
symbols
۱.

نماد، نشانه، علامت، سمبول

A character or glyph representing an idea, concept or object.

"$" is the symbol for dollars in the US.

"$" نشان دلار در آمریکا است.

۲.

نماد، نمودگار، دال

A thing considered the embodiment or cardinal exemplar of a concept, theme, or other thing.

The dove is a symbol of peace.

کبوتر نماد صلح است.

۳.

نماد زبانی، نشانه‌ای که به طور قراردادی به مدلول اشاره دارد

زبان‌شناسی

A type of noun whereby the form refers to the same entity independently of the context; a symbol arbitrarily denotes a referent.

In linguistics, a symbol is an arbitrary sign.

در زبان‌شناسی، نماد نشانه‌ای قراردادی است.

۴.

اعتقادنامه، نماد ایمان

دین

A summary of a dogmatic statement of faith.

The Apostles' Creed is a Christian symbol.

اعتقادنامه رسولان نماد ایمان مسیحی است.

۵.

نماد بلوری، بیان عددی موقعیت یک صفحه نسبت به محورها

بلورشناسی

The numerical expression which defines a plane's position relative to the assumed axes.

The Miller index is a symbol for crystal planes.

شاخص میلر نمادی برای صفحات بلوری است.

۶.

سهم، وظیفه مقرر

منسوخ

That which is thrown into a common fund; hence, an appointed or accustomed duty.

In the guild’s ledgers, every member paid his symbol to the treasury to sustain the common fund.

در دفتر کلِ انجمن، هر عضو سهم خود را به خزانه پرداخت تا صندوق مشترک را پایدار نگه دارد.

۷.

سهم، حصه

منسوخ

Share; allotment.

At the partition of the estate, he received his symbol of the inheritance, a defined allotment for his portion.

در تقسیم ارث، او سهم خود از دارایی را دریافت کرد، به عنوان حصه‌ای معین برای سهیمهٔ او.

۸.

نماد (در برنامه‌نویسی)، شناسه داخلی

برنامه‌نویسی

An internal identifier used by a debugger to relate parts of the compiled program to the corresponding names in the source code.

The debugger uses symbols to map machine code to source lines.

اشکال‌زدا از نمادها برای نگاشت کد ماشین به خطوط منبع استفاده می‌کند.

۹.

نماد (در مخابرات)، رویداد سیگنال‌دهی

مخابرات

A signalling event on a communications channel; a signal that cannot be further divided into meaningful information.

Each symbol in the transmission carries multiple bits.

هر نماد در انتقال، چندین بیت را حمل می‌کند.

فعل

سوم‌شخص مفرد
symbols
وجه وصفی حال
symboling، symbolling
گذشته ساده
symboled، symbolled
اسم مفعول
symboled، symbolled
۱۰.

نمادین کردن، نماد بودن

To symbolize.

The dove symbols peace.

کبوتر نماد صلح است.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه symbol را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.