دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی sophisticated به فارسی

فرهیخته، کارکشته، بافرهنگ، چشم و گوش باز

بریتانیایی: /səˈfɪstɪkeɪtɪd/ آمریکایی: /səˈfɪstɪkeɪtɪd/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

صفت

۱.

فرهیخته، کارکشته، بافرهنگ، چشم و گوش باز

Having or showing worldly experience, refinement, or culture.

a sophisticated journalist

یک روزنامه‌نویس بافرهنگ

۲.

پرمایه، پیشرفته، پرمغز

Intellectually or culturally advanced; complex and refined.

a sophisticated novel

یک رمان پرمغز

۳.

پیچیده، پیشرفته، چیره‌دستانه

Complex or intricate, often involving advanced technology or methods.

very sophisticated machinery

ماشین‌آلات بسیار پیشرفته

۴.

ناسره، ناخالص، ناناب

Adulterated or impure; not pure or genuine.

sophisticated oil

روغن دارای ناخالصی

۵.

دستکاری شده، تحریف شده

Altered or tampered with, especially a text.

a sophisticated text

متن دستکاری شده

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه sophisticated را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.