دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی sophisticated به فارسی
فرهیخته، کارکشته، بافرهنگ، چشم و گوش باز
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
صفت
فرهیخته، کارکشته، بافرهنگ، چشم و گوش باز
Having or showing worldly experience, refinement, or culture.
a sophisticated journalist
یک روزنامهنویس بافرهنگ
پرمایه، پیشرفته، پرمغز
Intellectually or culturally advanced; complex and refined.
a sophisticated novel
یک رمان پرمغز
پیچیده، پیشرفته، چیرهدستانه
Complex or intricate, often involving advanced technology or methods.
very sophisticated machinery
ماشینآلات بسیار پیشرفته
ناسره، ناخالص، ناناب
Adulterated or impure; not pure or genuine.
sophisticated oil
روغن دارای ناخالصی
دستکاری شده، تحریف شده
Altered or tampered with, especially a text.
a sophisticated text
متن دستکاری شده
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه sophisticated را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.