دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی succession به فارسی

پشت‌همی، توالی، پی‌درپی‌آمدن

بریتانیایی: /səkˈseʃ.ən/ آمریکایی: /səkˈseʃ.ən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Old French succession, from Latin successio.

اسم

جمع
successions
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

پشت‌همی، توالی، پی‌درپی‌آمدن

An act of following in sequence.

A succession of events led to the crisis.

یک سلسله رویدادها به بحران انجامید.

۲.

سری، سلسله، زنجیره، ردیف

A sequence of things in order.

The town was shaken by a succession of earthquakes.

یک سلسله زلزله شهر را تکان داد.

۳.

جانشینی (پادشاه)

A passing of royal powers.

His succession to the throne after his father was peaceful.

رسیدن او به تاج و تخت پس از پدرش مسالمت‌آمیز بود.

۴.

توالی چینه‌شناختی، ردیف لایه‌های سنگی

زمین‌شناسی

A group of rocks or strata that succeed one another in chronological order.

The geological succession shows a clear timeline.

توالی زمین‌شناختی یک جدول زمانی واضح را نشان می‌دهد.

۵.

تبار، نسل، دودمان

A race or series of descendants.

The family's succession can be traced back centuries.

تبار این خانواده را می‌توان تا قرن‌ها پیش دنبال کرد.

۶.

تناوب (کشت)

کشاورزی

Rotation, as of crops.

Crop succession improves soil fertility.

تناوب کشت حاصلخیزی خاک را بهبود می‌بخشد.

۷.

حق تصرف، حق جانشینی

A right to take possession.

He claimed succession to the estate.

او ادعای حق تصرف در املاک را کرد.

۸.

ارث‌بری، انتقال اموال به جانشین

حقوقتاریخی

In Roman and Scots law, the taking of property by one person in place of another.

In Roman law, succession of an estate to the heir was governed by rigid formal rules.

در حقوق روم، ارث‌بری املاک به وارث تابع تشریفات سختگیرانه‌ای بود.

۹.

جانشین، وارث

منسوخنادر

The person who succeeds to rank or office; a successor or heir.

According to the chronicle, the elder prince was the succession to the throne, the rightful heir who would inherit the crown.

بر اساس گزارش تاریخ‌نگار، شاهزاده پیرتر جانشین تاج‌وتخت بود، وارث قانونی که تاج را به ارث می‌برد.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

in succession

۱۰.

پی در پی، پشت سر هم، متوالی، یکی پس از دیگری

One after another without interruption.

three defeats in succession

سه شکست پیاپی

عبارت‌های مرتبط

in succession
پی در پی، پشت سر هم، متوالی، یکی پس از دیگری

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه succession را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.