دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی succinct به فارسی
موجز، روشن و کوتاه، واضح و مختصر
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin succinctus, from succingō (gird from below).
صفت
- صفت تفضیلی
- more succinct
- صفت عالی
- most succinct
موجز، روشن و کوتاه، واضح و مختصر
Brief and to the point.
Her explanation was succinct and easy to understand.
توضیح او موجز و به راحتی قابل درک بود.
مترادفها: concise، laconic
محصور شده توسط کمربند یا چیزی شبیه آن؛ چسبان
Wrapped by, or as if by a girdle; closely fitting.
Her gown was succinct about her waist, the silver belt drawing the fabric close to her form.
لباس او به دور کمرش محکم بود، و کمربند نقرهای پارچه را به شکلِ بدن او میکشاند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه succinct را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.