دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی succinct به فارسی

موجز، روشن و کوتاه، واضح و مختصر

بریتانیایی: /səkˈsɪŋkt/ آمریکایی: /səkˈsɪŋkt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin succinctus, from succingō (gird from below).

صفت

صفت تفضیلی
more succinct
صفت عالی
most succinct
۱.

موجز، روشن و کوتاه، واضح و مختصر

Brief and to the point.

Her explanation was succinct and easy to understand.

توضیح او موجز و به راحتی قابل درک بود.

مترادف‌ها: concise، laconic

۲.

محصور شده توسط کمربند یا چیزی شبیه آن؛ چسبان

قدیمی

Wrapped by, or as if by a girdle; closely fitting.

Her gown was succinct about her waist, the silver belt drawing the fabric close to her form.

لباس او به دور کمرش محکم بود، و کمربند نقره‌ای پارچه را به شکلِ بدن او می‌کشاند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه succinct را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.