دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی symbolic به فارسی
نمادی، نمادین، سمبولیک
بریتانیایی: /sɪmˈbɒl.ɪk/ آمریکایی: /sɪmˈbɑː.lɪk/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French symbolique or Latin symbolicus, from Greek sumbolikos.
صفت
- صفت تفضیلی
- more symbolic
- صفت عالی
- most symbolic
۱.
نمادی، نمادین، سمبولیک
Pertaining to a symbol.
The dove is symbolic of peace.
کبوتر نمادی از صلح است.
۲.
نمادین، رمزی
Implicitly representing or referring to another thing.
His gesture was purely symbolic.
حرکت او صرفاً نمادین بود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه symbolic را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.