دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی standardisation به فارسی
استانداردسازی، هماهنگسازی
بریتانیایی: /ˌstændədaɪˈzeɪʃən/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From standardise + -ation.
اسم
- جمع
- standardisations
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
۱.
استانداردسازی، هماهنگسازی
املای بریتانیایی
Standard spelling of standardization.
The standardisation of processes improved efficiency.
استانداردسازی فرآیندها کارایی را بهبود بخشید.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه standardisation را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.