دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی survival به فارسی

بقا، زنده‌مانی، پایندگی

بریتانیایی: /səˈvaɪ.vəl/ آمریکایی: /sɚˈvaɪ.vəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From survive + -al.

اسم

جمع
survivals
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

بقا، زنده‌مانی، پایندگی

The fact or act of surviving; continued existence or life.

His survival in the open ocean was a miracle.

زنده ماندن او در اقیانوس باز یک معجزه بود.

۲.

مربوط به بقا، کمک به بقا

Of, relating to, or aiding survival.

He packed a survival kit for the trip.

او یک کیت بقا برای سفر بست.

۳.

بقا در لیگ، عدم سقوط

ورزش

The avoidance of relegation or demotion to a lower league or division.

The team fought for survival in the Premier League.

تیم برای بقا در لیگ برتر جنگید.

۴.

بازمانده، پدیده‌ای باقی‌مانده از گذشته

مردم‌شناسی

A custom or belief that persists in folklore from earlier times, when the rationale behind it is forgotten.

The ritual is a survival from pagan times.

این آیین بازمانده‌ای از دوران بت‌پرستی است.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه survival را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.