دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی successive به فارسی
پیاپی، پشت سر هم، متوالی، پی در پی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin succedere, meaning to succeed in.
صفت
پیاپی، پشت سر هم، متوالی، پی در پی
Coming one after the other in a series.
They had won the title for five successive years.
آنها عنوان قهرمانی را برای پنج سال پیاپی به دست آوردند.
مترادفها: consecutive
مربوط به جانشینی؛ ارثی
Of, or relating to a succession; hereditary.
The throne passed to his successive heir.
تاج و تخت به وارث جانشین او رسید.
مربوط به جنبهای دستوری که تکمیل عمل فرعی را پیشفرض عمل اصلی میداند
Of or relating to the grammatical aspect which presupposes the completion of a secondary action as a premise for the primary action of the statement.
In some languages, the successive aspect is marked by a special suffix.
در برخی زبانها، جنبهی پیآیند با پسوند خاصی نشان داده میشود.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه successive را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.