دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی spearhead به فارسی
نوک نیزه، سر نیزه، سنان
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English spere-hed; equivalent to spear + head.
اسم
- جمع
- spearheads
نوک نیزه، سر نیزه، سنان
The pointed head, or end, of a spear.
The spearhead was made of iron.
نوک نیزه از آهن ساخته شده بود.
پیشگام، پیشتاز، جلودار
One who leads or initiates an activity (such as an attack or a campaign).
She was the spearhead of the reform movement.
او پیشگام جنبش اصلاحات بود.
تکاور (یا تکاوران)، گروه نوک، سر جلوداران
The leading military unit in an attack.
The spearhead advanced under cover of darkness.
تکاوران در پوشش تاریکی پیشروی کردند.
بازیکنی که حملات را آغاز میکند
A player who initiates attacking moves.
He played as the spearhead of the team's offense.
او به عنوان مهاجم نوک تیم بازی میکرد.
فعل
- سومشخص مفرد
- spearheads
- وجه وصفی حال
- spearheading
- گذشته ساده
- spearheaded
- اسم مفعول
- spearheaded
پیشگام شدن، رهبری کردن، جلودار بودن
To drive or campaign ardently for, as an effort, project, etc.
He spearheaded the entire project from day one.
او از روز اول پیشگام کل پروژه بود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه spearhead را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.