دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی simplicity به فارسی

سادگی (غیرپیچیدگی)

بریتانیایی: /sɪmˈplɪs.ə.ti/ آمریکایی: /sɪmˈplɪs.ə.t̬i/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Old French simplicite, from Latin simplicitas, from simplex meaning simple.

اسم

جمع
simplicities
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

سادگی (غیرپیچیدگی)

The quality or state of being simple, unmixed, or uncompounded.

the simplicity of metals or of earths

سادگی فلزات یا خاک‌ها

مترادف‌ها: simpleness

۲.

سادگی (غیرپیچیدگی)

The quality or state of being not complex, or of consisting of few parts.

the simplicity of this design

سادگی این الگو

۳.

جهالت، ابلهی، حماقت

Lack of sharpness of mind; lack of ability to think using complex ideas; stupidity.

his political simplicity was obvious

جهالت سیاسی او آشکار بود.

۴.

بی‌پیرایگی، عاری بودن از تجمل و تزیین

Lack of artificial ornament, pretentious style, or luxury; plainness.

the simplicity of rustic life

بی‌پیرایگی زندگی روستایی

۵.

آسانی، سهولت

Lack of subtlety or abstruseness; clarity.

the simplicity of using this dictionary

سهولت استفاده از این فرهنگ

۶.

بی‌تکلفی، سادگی

Lack of complication; efficiency.

the simplicity of the design made it efficient

سادگی طرح آن را کارآمد ساخت

۷.

حماقت، کار احمقانه

قدیمینادر

An act or instance of foolishness.

He undertook the venture without due caution, a simplicity that cost him dearly.

او به قصد کارزاری بدون احتیاط لازم پرداخت، سادگی‌ای که برایش بسیار گران تمام شد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه simplicity را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.