دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی shortcut به فارسی
راه میانبر
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: short cut ؛ short-cut
ریشهشناسی
From short + cut.
اسم
- جمع
- shortcuts
راه میانبر
A path between two points that is faster than the commonly used paths.
She took a shortcut through the park to get home faster.
او از میانبر در پارک استفاده کرد تا سریعتر به خانه برسد.
روشی برای انجام کاری که یک یا چند مرحله را حذف میکند
A method to accomplish something that omits one or more steps.
Using a shortcut in the recipe saved time.
استفاده از یک روش میانبر در دستور غذا باعث صرفهجویی در زمان شد.
میانبر (در رایانه)
A file that points to the location of another file and serves as a quick way to access it.
There are shortcuts to some of my favourite applications on my desktop.
روی میز کار من میانبرهایی به بعضی از برنامههای مورد علاقهام وجود دارد.
میانبر صفحهکلید
Short for keyboard shortcut.
Use the shortcut Ctrl+C to copy.
برای کپی کردن از میانبر Ctrl+C استفاده کنید.
فعل
- سومشخص مفرد
- shortcuts
- وجه وصفی حال
- shortcutting
- گذشته ساده
- shortcutted، shortcut
- اسم مفعول
- shortcutted، shortcut
میانبر زدن، از میانبر استفاده کردن
To take or use a shortcut.
He shortcut through the alley.
او از کوچه میانبر زد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه shortcut را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.