دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی stance به فارسی

طرز ایستادن، وضع بدن، اندام نهشت

بریتانیایی: /stɑːns/ آمریکایی: /stæns/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Old French stance, from Italian stanza, from Latin stō, meaning to stand.

اسم

جمع
stances
شمارش‌پذیری
countable
۱.

طرز ایستادن، وضع بدن، اندام نهشت

The manner, pose, or posture in which one stands.

The fencer's stance showed he was ready to begin.

طرز ایستادن شمشیرباز نشان می‌داد که آماده شروع است.

۲.

موضع، طرز برخورد

One's opinion or point of view.

I don't agree with your stance on gun control.

من با موضع تو در مورد کنترل اسلحه موافق نیستم.

مترادف‌ها: position، posture، stand

۳.

جای ایستادن، موقعیت، ایستگاه

A place to stand; a position, a site, a station.

They took their stance near the entrance.

آنها در نزدیکی ورودی جای خود را گرفتند.

۴.

جای پا یا طاقچه‌ای برای برپایی کارگاه

کوهنوردی

A foothold or ledge on which to set up a belay.

The climber found a secure stance for the belay.

کوهنورد جای پای مطمئنی برای برپایی کارگاه پیدا کرد.

۵.

ایستگاه اتوبوس یا تاکسی

اسکاتلند

A place for buses or taxis to await passengers; a bus stop, a taxi rank.

The bus stance is just around the corner.

ایستگاه اتوبوس درست در گوشه خیابان است.

مترادف‌ها: stand

۶.

محل برگزاری بازار یا نمایشگاه، جای کسب

اسکاتلند

A place where a fair or market is held; a location where a street trader can carry on business.

He rented a stance at the market.

او یک جای کسب در بازار اجاره کرد.

مترادف‌ها: stand

۷.

بند شعر

منسوخنادر

A stanza.

The ballad is divided into five stances, each a compact scene set in its own light.

این آوازه‌نامه به پنج بند تقسیم شده است، هر بند تصویر کوتاهِ صحنه‌ای جدا در نور خود را دارد.

فعل

سوم‌شخص مفرد
stances
وجه وصفی حال
stancing
گذشته ساده
stanced
اسم مفعول
stanced
۸.

قرار دادن، جای دادن؛ به ویژه دام را برای فروش در محوطه‌ای قرار دادن

گذرااسکاتلند

To place, to position, to station; specifically, to put cattle into an enclosure or pen in preparation for sale.

They stanced the cattle before the auction.

آنها دام‌ها را قبل از حراج در محوطه قرار دادند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه stance را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.