دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی serendipity به فارسی

نیک‌بختی، خوشبختی، نیک‌یابی

بریتانیایی: /ˌser.ənˈdɪp.ə.ti/ آمریکایی: /ˌser.ənˈdɪp.ə.t̬i/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

Serendipity is sometimes used loosely as a synonym for luck; more careful usage, particularly in science, emphasizes specifically 'finding something when looking for something else, thanks to an observant mind'.

ریشه‌شناسی

Coined by Horace Walpole in 1754 from Serendip, an old name for Sri Lanka, based on the Persian tale The Three Princes of Serendip.

اسم

جمع
serendipities
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

نیک‌بختی، خوشبختی، نیک‌یابی

A combination of events which have come together by chance to make a surprisingly good or wonderful outcome.

Finding the old photo album in the attic was a moment of serendipity.

پیدا کردن آلبوم عکس قدیمی در اتاق زیر شیروانی یک لحظه نیک‌بختی بود.

متضادها: Murphy's law، perfect storm

۲.

کشف یا تجربه‌ای خوش‌شانس و غیرمنتظره که به طور تصادفی رخ می‌دهد

An unsought, unintended, and/or unexpected, but fortunate, discovery and/or learning experience that happens by accident.

The discovery of penicillin was a serendipity.

کشف پنی‌سیلین یک اتفاق خوش‌شانس و غیرمنتظره بود.

مترادف‌ها: chance، luck

۳.

رخداد و پیشرفت رویدادها به طور تصادفی به شکلی خوشایند یا سودمند

The occurrence and development of events by chance in a happy or beneficial way.

Life is full of serendipity.

زندگی پر از اتفاقات خوش‌شانس تصادفی است.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه serendipity را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.