دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی suppress به فارسی

سرکوب کردن، منکوب کردن، خاموش کردن، فرونشاندن

بریتانیایی: /səˈpres/ آمریکایی: /səˈpres/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin suppressus, from supprimere, to press down.

فعل

سوم‌شخص مفرد
suppresses
وجه وصفی حال
suppressing
گذشته ساده
suppressed
اسم مفعول
suppressed
۱.

سرکوب کردن، منکوب کردن، خاموش کردن، فرونشاندن

گذرا

To put an end to, especially with force; to crush, do away with; to prohibit, subdue.

Political dissent was brutally suppressed.

مخالفت سیاسی به طرز وحشیانه‌ای سرکوب شد.

مترادف‌ها: abolish، clamp down، eliminate

۲.

خودداری کردن، جلوی خود را گرفتن، فروداشتن

گذرا

To restrain or repress, such as laughter or an expression.

I struggled to suppress my smile.

برای جلوگیری از لبخندم تقلا کردم.

مترادف‌ها: curtail، stifle

۳.

سرکوب کردن، (عمدا) از خاطر زدودن

گذراروان‌پزشکی

To exclude undesirable thoughts from one's mind.

He unconsciously suppressed his memories of abuse.

او ناخودآگاه خاطرات سوءاستفاده را سرکوب کرد.

۴.

سرپوش گذاشتن، خفه کردن، از انتشار جلوگیری کردن، توقیف کردن

گذرا

To prevent publication.

The government suppressed the findings of their research about the true state of the economy.

دولت یافته‌های تحقیقات خود درباره وضعیت واقعی اقتصاد را سرکوب کرد.

۵.

سد کردن، بند آوردن

گذرا

To stop a flow or stream.

The rescue team managed to suppress the flow of oil by blasting the drilling hole.

تیم امداد موفق شد جریان نفت را با منفجر کردن حفره حفاری مهار کند.

مترادف‌ها: clamp off، dam، stanch، stem

۶.

ممنوع کردن استفاده از مدرک در دادگاه

گذراآمریکاییحقوق

To forbid the use of evidence at trial because it is improper or was improperly obtained.

The judge suppressed the evidence obtained without a warrant.

قاضی استفاده از مدرکی که بدون حکم به دست آمده بود را ممنوع کرد.

۷.

حذف کردن، ستردن، پارازیت‌گیری کردن

گذراالکترونیک

To reduce unwanted frequencies in a signal.

The engineer adjusted the circuit to suppress the unwanted noise.

مهندس مدار را تنظیم کرد تا صدای ناخواسته را حذف کند.

۸.

سرکوب کردن، مهار کردن (دشمن)

گذرانظامی

To stop or prevent the enemy from executing unwanted activities like firing, regrouping, observation or others.

The artillery fire suppressed the enemy's advance.

آتش توپخانه پیشروی دشمن را مهار کرد.

۹.

در جای خود نگه داشتن، پایین نگه داشتن

گذرامنسوخ

To hold in place, to keep low.

The traveler suppressed his head and kept it low as he passed beneath the low beam.

مسافر سرش را پایین نگه داشت و هنگام عبور از زیر تیرک پایین، پایین نگه داشتن آن را حفظ کرد.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه suppress را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.