دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی strategy به فارسی

هنر و علم فرماندهی نظامی در برنامه‌ریزی و هدایت جنگ، استراتژی نظامی

بریتانیایی: /ˈstræt.ə.dʒi/ آمریکایی: /ˈstræt̬.ə.dʒi/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Ancient Greek στρατηγία (stratēgía), meaning office of general.

اسم

جمع
strategies
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

هنر و علم فرماندهی نظامی در برنامه‌ریزی و هدایت جنگ، استراتژی نظامی

uncountable

The science and art of military command as applied to the overall planning and conduct of warfare.

The general explained the strategy to win the battle.

ژنرال استراتژی پیروزی در نبرد را توضیح داد.

مترادف‌ها: generalship

۲.

برنامه‌ای برای رسیدن به هدفی مشخص، تدبیر

countable

A plan of action intended to accomplish a specific goal.

The company developed a new strategy to increase sales.

شرکت یک تدبیر جدید برای افزایش فروش طراحی کرد.

۳.

راهبردپردازی، تدوین استراتژی

uncountable

The act of strategizing; the development of effective strategies.

Strategy is more important than luck in business.

در کسب‌وکار، راهبردپردازی از شانس مهم‌تر است.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه strategy را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.