دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی stalemate به فارسی

پات

بریتانیایی: /ˈsteɪl.meɪt/ آمریکایی: /ˈsteɪl.meɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From stale + mate.

اسم

جمع
stalemates
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

پات

شطرنج

The state in which the player to move is not in check but has no legal moves, resulting in a draw.

The chess game ended in a stalemate because the king had no legal moves.

بازی شطرنج به دلیل اینکه شاه حرکت قانونی نداشت، پات شد.

۲.

بن‌بست، اندروایی

Any situation that has no obvious possible movement, but involves no personal loss.

The negotiations reached a stalemate.

مذاکرات به بن‌بست رسید.

۳.

مساوی، نتیجه‌ای که در آن هیچ برنده‌ای نیست

Any kind of match in which neither contestant laid claim to victory; a draw.

The match ended in a stalemate, so neither player won.

مسابقه به تساوی ختم شد، بنابراین هیچ‌کدام از بازیکنان برنده نشدند.

فعل

سوم‌شخص مفرد
stalemates
وجه وصفی حال
stalemating
گذشته ساده
stalemated
اسم مفعول
stalemated
۴.

پات کردن یا شدن

گذراشطرنج

To bring about a state in which the player to move is not in check but has no legal moves.

He stalemated his opponent in the final move.

او حریف خود را در حرکت آخر پات کرد.

۵.

به بن‌بست رسیدن، اندرواشدن

گذرامجازی

To bring about a stalemate, in which no advance in an argument is achieved.

The argument stalemated when neither side would give in.

بحث وقتی به بن‌بست رسید که هیچ طرفی کوتاه نیامد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه stalemate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.