دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی stakeholder به فارسی
بانکدار، نگهدار پولهای شرطبندی شده، مادر حساب
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From stake + holder.
اسم
- جمع
- stakeholders
بانکدار، نگهدار پولهای شرطبندی شده، مادر حساب
A person holding the stakes of bettors, with the responsibility of delivering the pot to the winner of the bet.
The stakeholder carefully managed the bets for all the players at the casino.
بانکدار با دقت شرطهای همه بازیکنان در کازینو را مدیریت کرد.
امین، شخص ثالثی که پول یا دارایی را به صورت امانی برای طرفین قرارداد نگه میدارد
A person such as a trustee, escrow agent or garnishee, who holds money or assets under trust for another party in a contractual agreement or as part of a claim.
The stakeholder held the funds until the contract was fulfilled.
امین وجوه را تا زمان اجرای قرارداد نگه داشت.
ذینفع، شخص یا سازمانی که در یک وضعیت یا اقدام منافع مشروعی دارد
A person or organisation with a legitimate interest in a given situation, action or enterprise.
The company consulted all stakeholders before making the decision.
شرکت قبل از تصمیمگیری با تمام ذینفعان مشورت کرد.
واژههای خاصتر: shareholder، stockholder
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه stakeholder را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.