واژههای حرف H
این فهرست فقط واژههای نمونهٔ وبسایت را نشان میدهد، نه همهٔ واژههای اپلیکیشن لایتنری.
- hackerکسی که با ضربات سنگین یا خشن قطع میکند، قطعکننده
- halalحلال، مجاز بر اساس احکام اسلامی
- half-truthنیمه درست، گفته یا نوشتهای که نیمی از آن درست نباشد یا کتمان شده باشد
- hallucinateدچار توهم شدن یا کردن، وهم زده شدن یا کردن، نهازیدن، به عالم هپروت رفتن
- hamstringزردپی پشت زانو (در انسان و چارپایان)، زانویی
- handheldدستی، قابل حمل با دست
- handicapمانع، سد، مانع پیشرفت
- handoffدادن توپ (به بازیکن خط حمله)
- hands-onعملی، کنشی، مبتنی بر مشارکت فعال
- hard-hittingتهاجمی، قاطع، شدید
- hard-nosedزرنگ و واقعبین، پشت همانداز
- hardcoreبسیار متعهد و مشتاق در یک فعالیت خاص
- hardheadedلجوج، لجباز، کلهشق
- harmonizeهمدل و همصدا شدن، متوافق شدن، جور شدن، موزون شدن، سازگار شدن
- harnessساز و برگ اسب (عنان و دهانه و چشمبند و تنگ وغیره برای بارکشی یا بستن اسب به کالسکه و گاری و غیره)، مالبند و خاموت، ستام
- hauntمرتبا به جایی رفتن، پیدرپی سرزدن، (محل) روح زده شدن یا بودن
- hawk-eyedتیزچشم، عقابچشم
- hawkishشبیه به شاهین در ظاهر یا رفتار
- headcountشمارش تعداد افراد حاضر در یک گروه
- headwindباد مخالف، بادی که مستقیماً در جهت مخالف حرکت وسیلهای مانند هواپیما، قطار یا کشتی میوزد.
- heartrendingدلخراش، جانگداز، بسیار اندوهانگیز
- heatedگرم، داغ
- heavilyبه سنگینی، با بار سنگین
- heavy-handedدست سنگین، زمخت، بیملاحظه
- heavyweightآدم یا حیوان بزرگ و سنگین، فربه، سمین، پروزن
- hegemonyتسلط (به ویژه یک کشور بر دیگری)، چیرگی، برتری
- heightenبالا بردن، بلندتر کردن
- hesitationتردید، دودلی، درنگ، مکث
- hiatusافتادگی، حذفشدگی، جای خالی
- hierarchicalسلسله مراتبی، ترتیبی
- hierarchyسلسله مراتب، پایگان، پایورسالاری (به ویژه در مورد رتبهبندی افراد در ارتش یا کلیسا و مذهب و ادارات)
- high-octaneپر اکتان، دارای عدد اکتان بالا و مقاوم در برابر ضربه؛ مناسب خودروهای پرقدرت
- highlifeسبکی از موسیقی که در اوایل قرن بیستم در غنا پدید آمد و عناصر موسیقی سنتی قوم آکان را با سازها و ایدههای غربی تلفیق میکند.
- historicمهم، سرنوشتساز، تاریخساز
- historicalمربوط به تاریخ ثبتشده، تاریخی (در مقابل افسانه و داستان)
- holier-than-thouاز ما بهتران، متظاهر به پرهیزکاری، متظاهر به دینداری
- holisticوابسته به همادگرایی (کلگرایی)
- homogeneousهمگن، همانند، همجور
- homophobicهمجنسگراهراس، دارای ترس یا نفرت از همجنسگرایان
- honeسنگ چاقو تیزکن، سنگ خان، تیزکن، فسان، افسان
- hormoneهورمون، مادهای که توسط یک بافت تولید و از طریق جریان خون به بافت دیگر منتقل میشود تا فعالیت فیزیولوژیکی را ایجاد کند.
- horrificوحشتانگیز، دهشتافزا
- hospitalisationبستری شدن در بیمارستان، بستریسازی
- hospitalityمهماننوازی، مهماندوستی، غریبنوازی
- hostageگروگان، شخصی که به عنوان تضمین اجرای پیمان یا توافق داده میشود
- hostileخصمانه، دشمنانه، غیر دوستانه
- hostilityدشمنی، خصومت، کینه، عداوت
- howeverبا این وجود، با این همه، ولی، لیکن
- hubrisبادسری، ابرتنی، گستاخی و بیتوجهی ناشی از غرور و احساسات مهارنشده
- humaneمهربان، با انسانیت، رحیم، دلنرم
- humaniseاملای استاندارد بریتانیایی humanize
- humanitarianانساندوستانه، نوعدوستانه
- humilityفروتنی، افتادگی، تواضع، خضوع، خشوع، شکسته نفسی
- humorlessفاقد شوخطبعی، جدی، بیمزه، غیرخندهدار
- hybridisationاملای استاندارد بریتانیایی (غیر آکسفورد) از hybridization
- hyperlinkمتن یا تصویری در یک سند الکترونیکی که با فعالسازی آن سند دیگری نمایش داده میشود یا عملی انجام میگیرد.
- hypernymفرابرش، واژه یا عبارتی که معنای آن شامل معنای واژهای خاصتر میشود
- hypertextمتن دیجیتالی که خواننده میتواند از طریق پیوندهای تعبیهشده به اطلاعات مرتبط دسترسی پیدا کند.
- hypnoticوابسته به خواب القائی (هیپنوتیزم)، هیپنوتیزمی
- hypothesisفرضیه، گمانهای علمی که برای توضیح پدیدهای مطرح و با آزمایش بررسی میشود
- hypothesiseفرضیهسازی کردن، فرضیه ارائه دادن
- hypothesizeفرضیه درست کردن، گمانه کردن، برانگاشتن