دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی supplementary به فارسی

اضافی، افزوده، تکمیلی، ضمیمه، کمکی

بریتانیایی: /ˌsʌp.lɪˈmen.tər.i/ آمریکایی: /ˌsʌp.ləˈmen.t̬ɚ.i/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From French supplémentaire, equivalent to supplement + -ary.

صفت

صفت تفضیلی
more supplementary
صفت عالی
most supplementary
۱.

اضافی، افزوده، تکمیلی، ضمیمه، کمکی

Additional; added to supply what is wanted.

The teacher provided supplementary materials to help the students understand the topic better.

معلم مواد تکمیلی ارائه داد تا به دانش‌آموزان کمک کند موضوع را بهتر درک کنند.

اسم

جمع
supplementaries
۲.

چیز اضافی، مکمل

Something additional; an extra.

The report includes several supplementaries.

گزارش شامل چندین مطلب اضافی است.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه supplementary را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.