دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی supplementary به فارسی
اضافی، افزوده، تکمیلی، ضمیمه، کمکی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French supplémentaire, equivalent to supplement + -ary.
صفت
- صفت تفضیلی
- more supplementary
- صفت عالی
- most supplementary
اضافی، افزوده، تکمیلی، ضمیمه، کمکی
Additional; added to supply what is wanted.
The teacher provided supplementary materials to help the students understand the topic better.
معلم مواد تکمیلی ارائه داد تا به دانشآموزان کمک کند موضوع را بهتر درک کنند.
اسم
- جمع
- supplementaries
چیز اضافی، مکمل
Something additional; an extra.
The report includes several supplementaries.
گزارش شامل چندین مطلب اضافی است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه supplementary را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.