دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی summit به فارسی

قله، چکاد، نوک، اوج

بریتانیایی: /ˈsʌm.ɪt/ آمریکایی: /ˈsʌm.ɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

مدخل ۱

ریشه‌شناسی

From Anglo-Norman sumet, from Old French som, from Latin summum, from summus.

اسم

جمع
summits
۱.

قله، چکاد، نوک، اوج

The topmost point or surface of a thing; the apex, the peak.

In summer, it is possible to hike to the summit of Mount Shasta.

در تابستان، امکان پیاده‌روی تا قله‌ی کوه شستا وجود دارد.

مترادف‌ها: apex، peak، zenith

۲.

رأس یک چندضلعی یا چندوجهی

ریاضیات

A vertex of a polygon or polyhedron.

Each summit of the triangle is labeled.

هر رأس مثلث برچسب‌گذاری شده است.

۳.

بلندترین نقطه‌ی یک کانال، راه‌آهن، جاده و غیره

دریانوردیراه‌آهنجاده

The highest point of a canal, railway, road, etc.

The canal reaches its summit at the lock.

کانال در محل قفل به بلندترین نقطه‌ی خود می‌رسد.

۴.

اوج، ذروه، بالاترین نقطه‌ی دستاورد یا پیشرفت

مجازی

The highest point of achievement, development, etc.; the acme, the pinnacle.

Winning the award was the summit of her career.

برنده شدن جایزه اوج حرفه‌ی او بود.

مترادف‌ها: acme، pinnacle، zenith

۵.

اجلاس سران، نشست سران کشورها

سیاست

An assembly or gathering of leaders of countries to discuss issues of international significance.

They met for an international summit on environmental issues.

آن‌ها برای یک اجلاس بین‌المللی درباره‌ی مسائل زیست‌محیطی دیدار کردند.

فعل

سوم‌شخص مفرد
summits
وجه وصفی حال
summiting، summitting
گذشته ساده
summited، summitted
اسم مفعول
summited، summitted
۶.

به قله‌ی (کوهی) رسیدن، فتح کردن

گذراکوهنوردیعامیانه

To reach the summit of (a mountain).

They summited Mount Everest last week.

آن‌ها هفته‌ی گذشته قله‌ی اورست را فتح کردند.

۷.

به قله رسیدن

ناگذراکوهنوردیعامیانه

To reach the summit of a mountain.

We summited after a long climb.

پس از یک صعود طولانی به قله رسیدیم.

۸.

در اجلاس سران شرکت کردن

ناگذراسیاست

To attend a summit meeting.

The leaders will summit next month.

رهبران ماه آینده در اجلاس سران شرکت خواهند کرد.

مدخل ۲

ریشه‌شناسی

Variant of summat.

ضمیر

۹.

چیزی (صورت دیگر summat)

انگلستانگویشیعامیانه

Alternative spelling of summat (something).

I need to get summit to eat.

باید چیزی برای خوردن پیدا کنم.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه summit را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.