دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی stabilise به فارسی
تثبیت کردن، پایدار کردن
بریتانیایی: /ˈsteɪbɪlaɪz/ آمریکایی: /ˈsteɪbəlaɪz/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French stabiliser, from Latin stabilis.
فعل
- سومشخص مفرد
- stabilises
- وجه وصفی حال
- stabilising
- گذشته ساده
- stabilised
- اسم مفعول
- stabilised
۱.
تثبیت کردن، پایدار کردن
Alternative spelling of stabilize.
The government took measures to stabilise the economy.
دولت اقداماتی برای تثبیت اقتصاد انجام داد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه stabilise را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.