دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی systemic به فارسی

سیستمیک، فراگیر در کل سیستم

بریتانیایی: /sɪˈstem.ɪk/ آمریکایی: /sɪˈstem.ɪk/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

Not to be confused with systematic (methodical).

ریشه‌شناسی

From system + -ic, doublet of systematic.

صفت

۱.

سیستمیک، فراگیر در کل سیستم

Embedded within and spread throughout and affecting a whole system, group, body, economy, market, or society.

The problem is systemic and requires a comprehensive solution.

مشکل سیستمیک است و نیاز به راه‌حلی جامع دارد.

متضادها: topical، endemic

۲.

وابسته به تمام بدن، سیستمیک

فیزیولوژی

Pertaining to an entire organism.

The doctor explained that the disease was systemic and affected the entire body.

پزشک توضیح داد که بیماری وابسته به سیستم است و تمام بدن را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

مترادف‌ها: holistic

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه systemic را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.