دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی sarcastic به فارسی
طعنهآمیز، کنایهآمیز
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: sarcastick obsolete
ریشهشناسی
From sarcasm, from Late Latin sarcasmus, from Greek sarkasmos.
صفت
- صفت تفضیلی
- more sarcastic
- صفت عالی
- most sarcastic
طعنهآمیز، کنایهآمیز
Containing sarcasm.
She gave a sarcastic reply when asked if she enjoyed the boring lecture.
وقتی از او پرسیدند آیا از سخنرانی خستهکننده لذت برده است، پاسخی طعنهآمیز داد.
مترادفها: sarky، snarky
اهل طعنهزنی، کنایهزن
Having the personality trait of expressing sarcasm.
She made a sarcastic comment about his cooking skills.
او یک نظر طعنهآمیز درباره مهارتهای آشپزی او داد.
اصطلاحها و عبارتها
be sarcastic
طعنه زدن، گواژیدن، کنایه زدن
To use sarcasm; to speak ironically or mockingly.
She was being sarcastic when she said she loved the rain.
وقتی گفت باران را دوست دارد، داشت طعنه میزد.
عبارتهای مرتبط
- be sarcastic
- طعنه زدن، گواژیدن، کنایه زدن
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه sarcastic را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.