دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی shady به فارسی
پرسایه، سایهدار
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From shade + -y.
صفت
- صفت تفضیلی
- shadier
- صفت عالی
- shadiest
پرسایه، سایهدار
Abounding in shade.
a cool, shady corner
یک گوشهی خنک و پرسایه
سایهافکن
Causing shade.
The shady tree provided relief from the sun.
درخت سایهافکن از آفتاب رهایی بخشید.
سایهدار، در سایه قرار گرفته
Overspread with shade; sheltered from the glare of light or sultry heat.
We sat in a shady spot in the garden.
در نقطهای سایهدار در باغ نشستیم.
نادرست، مشکوک، غیرقابل اعتماد
Not trustworthy; disreputable.
He is a shady character.
او آدم نادرستی است.
مترادفها: corrupt، dodgy، dubious، equivocal، seedy، sketchy، suspicious
بدجنس، ظالم
Mean, cruel.
That was a shady thing to do.
این کار بدجنسی بود.
اصطلاحها و عبارتها
on the shady side of
(از نظر سن) بیش از
Older than (a specified age).
She is on the shady side of fifty.
سن او از پنجاه بالاتر است.
عبارتهای مرتبط
- on the shady side of
- (از نظر سن) بیش از
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه shady را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.