دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی scrutiny به فارسی
نگاه موشکافانه، ژرفنگری، بررسی دقیق
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Medieval Latin scrutinium, from Latin scrutari to search.
اسم
- جمع
- scrutinies
- شمارشپذیری
- usually uncountable
نگاه موشکافانه، ژرفنگری، بررسی دقیق
Intense study or close examination of someone or something.
The new policy has come under close scrutiny by the public.
سیاست جدید تحت مراقبت دقیق عموم قرار گرفته است.
مترادفها: examination، inspection، investigation
آزمایش کاتکومنها در هفته آخر روزه بزرگ پیش از غسل تعمید
An examination of catechumens in the last week of Lent before baptism.
The scrutiny was held on Easter Eve.
آزمایش در شب عید پاک برگزار شد.
برگ رأی
A ticket or paper on which a vote is written.
Each voter deposited a scrutiny in the box.
هر رأیدهنده یک برگ رأی در صندوق انداخت.
بررسی آراء توسط کمیته برای تصحیح نتایج انتخابات
An examination by a committee of votes given at an election to correct the poll.
The scrutiny revealed several counting errors.
بررسی آراء چندین اشتباه شمارشی را آشکار کرد.
فعل
- سومشخص مفرد
- scrutinies
- وجه وصفی حال
- scrutinying
- گذشته ساده
- scrutinied
- اسم مفعول
- scrutinied
موشکافی کردن، به دقت بررسی کردن
To scrutinize.
The elder clerk scrutiny the records by lantern light, each note weighed for truth.
مسؤول ارشد با نور فانوس سوابق را موشکافی میکرد و هر یادداشت را برای راست بودن وزن میکرد.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه scrutiny را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.