واژههای حرف N
این فهرست فقط واژههای نمونهٔ وبسایت را نشان میدهد، نه همهٔ واژههای اپلیکیشن لایتنری.
- naiveساده دل، صاف و ساده، ساده لوح
- nanotechnologyفناوری نانو، علم و فناوری ساخت ذرات و ماشینها در مقیاس نانومتر
- narcissismخود دوستی، خودپسندی (توجه مفرط به ظاهر خود و به راحتی و اهمیت و استعدادهای خود)
- narrativeداستانی، روایتی، به صورت داستان
- nascentدر حال تولد، در زایش، در شرف تکوین
- nationalisationملتسازی، فرایند تبدیل شدن به یک ملت
- nationalismملیگرایی، میهندوستی
- nationalistملیگرا، میهندوست
- nationhoodملتبودگی، ویژگی یک ملت بودن
- naturalisationطبیعیسازی، اعطای تابعیت
- navigateناوبری کردن، هدایت کردن، راندن (کشتی یا هواپیما)
- necessarilyلزوماً، ناچاراً، ناگزیراً، ضرورتاً
- necessitateلازم کردن، ضروری کردن
- neglectکم توجهی کردن به، نرسیدن به، قصور کردن
- negligenceغفلت، بیتوجهی، کوتاهی، سهلانگاری
- negotiableقابل عبور، قابل پیمایش
- negotiateمذاکره کردن، گفتگو کردن برای رسیدن به توافق
- negotiationمذاکره، گفتگو، بحث برای رسیدن به توافق
- neoliberalمطابق با نئولیبرالیسم یا پیرو آن
- netتور، شبکهای از نخ یا طناب
- neutralisationعمل خنثیسازی
- neutraliseاملای استاندارد بریتانیایی (غیر آکسفورد) از neutralize.
- nightmarishکابوسوار، وحشتناک، ترسناک
- no-nonsenseعملی، بدون تحمل چیزهای احمقانه یا بیاهمیت
- nominateنامزد کردن، کاندید کردن برای یک نقش یا موقعیت خاص
- nonchalantخونسرد، بیاعتنا، آرام و بیخیال
- noncommittalمبهم، نامشخص، بدون اظهار نظر قطعی
- nonethelessمعهذا، با این وجود، به هرحال
- nonpaymentعدم پرداخت، پرداخت نکردن
- nontraditionalغیرسنتی، ناسنتی
- normهنجار، حالت عادی، معمول
- normalisationهنجارسازی، نرمالسازی (املای بریتانیایی)
- normaliseاملای استاندارد بریتانیایی (غیر آکسفورد) از normalize.
- normativeهنجاری، وابسته به معیار و ضابطه
- northeastwardدر جهت شمال خاوری، شمال شرقی
- nostalgiaدلتنگی برای وطن یا خانه و خانواده، احساس غربت، غم غربت
- notableچشمگیر، درخور توجه، برجسته
- notationنشانهگذاری، به کار بردن علامت و نماد برای نشان دادن واژه و عبارت و عدد و مقدار و غیره
- noteworthyبرجسته، چشمگیر، درخور توجه، جالب توجه، مهم
- notifyاطلاع دادن، خبر دادن، آگاه کردن
- notionalتصوری، ذهنی، نظری
- notorietyبدنامی، رسوایی، سوءشهرت
- nourishingمغذی، پروردگر
- nuanceتفاوت ظریف، ریزهکاری
- nuclearهستهای، وابسته به هستهی اتم