دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی self-conscious به فارسی

آگاه از خود به عنوان یک فرد

بریتانیایی: /ˌselfˈkɒn.ʃəs/ آمریکایی: /ˌselfˈkɑːn.ʃəs/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From self- + conscious.

صفت

صفت تفضیلی
more self-conscious
صفت عالی
most self-conscious
۱.

آگاه از خود به عنوان یک فرد

Aware of oneself as an individual being.

She is self-conscious as an individual.

او به عنوان یک فرد خودآگاه است.

۲.

خجالتی، کمرو، زود مچل، زود آزرم، دستپاچه

Excessively conscious of one's appearance or behaviour.

a self-conscious cough

سرفه‌ی خجولانه

۳.

دستپاچه، خجالتی

Uncomfortably over-conscious of one's appearance or behaviour; socially ill at ease.

He felt self-conscious at the party.

او در مهمانی احساس دستپاچگی می‌کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه self-conscious را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.