دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی self-conscious به فارسی
آگاه از خود به عنوان یک فرد
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From self- + conscious.
صفت
- صفت تفضیلی
- more self-conscious
- صفت عالی
- most self-conscious
آگاه از خود به عنوان یک فرد
Aware of oneself as an individual being.
She is self-conscious as an individual.
او به عنوان یک فرد خودآگاه است.
خجالتی، کمرو، زود مچل، زود آزرم، دستپاچه
Excessively conscious of one's appearance or behaviour.
a self-conscious cough
سرفهی خجولانه
دستپاچه، خجالتی
Uncomfortably over-conscious of one's appearance or behaviour; socially ill at ease.
He felt self-conscious at the party.
او در مهمانی احساس دستپاچگی میکرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه self-conscious را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.