دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی soar به فارسی
اوج گرفتن، بالارفتن، در ارتفاع بالا پرواز کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old French essorer, from Vulgar Latin exaurare, meaning to rise into the air.
فعل
- سومشخص مفرد
- soars
- وجه وصفی حال
- soaring
- گذشته ساده
- soared
- اسم مفعول
- soared
اوج گرفتن، بالارفتن، در ارتفاع بالا پرواز کردن
To fly high with little effort, like a bird.
The eagle soared high above the mountains.
عقاب در بالای کوهها اوج گرفت.
با گلایدر یا هواپیمای بدون موتور در هوا ماندن
To remain aloft by means of a glider or other unpowered aircraft.
The glider soared silently over the valley.
گلایدر بیصدا بر فراز دره اوج گرفت.
بالا گرفتن، بسیار زیاد شدن، افزایش شدید یافتن
To rise, especially rapidly or unusually high.
The pump prices soared into new heights as the strike continued.
قیمت بنزین با ادامه اعتصاب به ارتفاعات جدیدی صعود کرد.
در اندیشه یا روحیه اوج گرفتن، به وجد آمدن
To rise in thought, spirits, or imagination; to be exalted in mood.
Her spirits soared when she heard the good news.
وقتی خبر خوب را شنید، روحیهاش اوج گرفت.
اسم
- جمع
- soars
- شمارشپذیری
- countable
اوجگیری، فرازش
The act of soaring.
The bird's soar was graceful.
اوج گرفتن پرنده زیبا بود.
پرواز به سمت بالا، صعود
An upward flight.
The rocket's soar was impressive.
صعود موشک چشمگیر بود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه soar را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.