واژههای حرف T
این فهرست فقط واژههای نمونهٔ وبسایت را نشان میدهد، نه همهٔ واژههای اپلیکیشن لایتنری.
- tactمردمداری، موقعشناسی، کیاست، فراست، کاردانی، ملاحظه، تدبیر
- tacticتاکتیک، روش دستیابی به هدف
- tailoredدستدوخت شده، (با خیاطی یا تعدیل و تنظیم) جور شده، (لباس) اندازه، مناسب، برازنده
- takedownدستگیری مظنون توسط پلیس
- takeoverتصاحب، خرید یک شرکت توسط شرکت دیگر، ادغام بدون تشکیل شرکت جدید، بهویژه زمانی که برخی از سهامداران شرکت خریداریشده با خرید مخالفند.
- tangentialمماسی، همسودی، ظلی، سایانی
- tapestryفرشینه، پارچهی زینتی دیواری
- tauntمسخره کردن، سر به سر کسی گذاشتن، متلک گفتن
- taxationمالیاتبندی، مالیاتگذاری، خراجبندی
- taxonomyعلم ردهبندی، آرایهشناسی، علم طبقهبندی
- technicalفنی، مربوط به یک رشته خاص
- technologicalفنی، فنشناختی، وابسته به فناوری
- tediousخستهکننده، ملالانگیز، کسلکننده
- teleconferenceکنفرانس از راه دور، همنشست دوربرد
- telltaleسخنچین، خبرکش
- temperamentخلق، خو، منش، سرشت، مزاج، روحیه، خلق و خو
- temporalدنیوی، اینجهانی، ناسوتی
- temptationوسوسه، اغوا، تحریک
- tenableقابل دفاع، پذیرفتنی
- tenaciousچسبنده، چسبناک
- tensionوضعیتی که در آن بین دو یا چند نیروی متضاد نگه داشته میشود
- tentativeآزمایش، تلاش، اقدام آزمایشی
- terabyteیک تریلیون (۱۰¹²) بایت یا ۱۰۰۰ گیگابایت
- terminationپایان، خاتمه، انتها
- terrorismسیستم ارعاب و وحشت در دوران حکومت وحشت در فرانسه انقلابی (حدود ۱۷۹۳-۱۷۹۴)
- terseموجز، مختصر و مفید، کوتاه
- testimonyشهادت (به ویژه در دادگاه)
- theorizeنظریهپردازی کردن، دیدمانگری کردن، نگره دادن
- theoryنظریه، دیدمان، نگره
- therapeuticدرمانی، وابسته به درمان
- thornyخاردار، تیغدار، پرخار و خسک
- thoughtfulمتفکر، اندیشمند، فکور
- threatتهدید، هراسه، بیمداد
- threateninglyبهطور تهدیدآمیز، با حالت تهدید
- thresholdآستانه، پاخره، درگاه
- thriveرشد کردن، بالیدن، شکوفا شدن
- timidکمرو، خجالتی، ترسو
- tolerateجایز شمردن، رواداشتن، مدارا کردن
- toothlessبیدندان
- topicalموضوعی، وابسته به موضوع
- topicalityموضوعیت، مرتبط بودن با موضوع روز
- touch-typeنگارش با روش پرماسی، تایپ کردن بدون نگاه کردن به صفحهکلید
- traceردیابی، پیجویی
- trackرد، اثر، جای پا، جای چرخ
- tractگستره، پهنه، ناحیه، منطقه
- trade-offبده و بستان، معاوضه، پایاپای
- tradeoffبدهبستان، معاوضهای که در آن یک مزیت در ازای از دست دادن چیز دیگر به دست میآید
- tragicسوگانگیز، جانسوز، دلخراش، مصیبتبار
- trainingآموزش، تعلیم، تربیت، کارآموزی
- trajectoryمسیر حرکت یک جسم، خط سیر
- transcendفراتر رفتن، پا فرا گذاشتن، فرا سوی چیزی بودن یا رفتن
- transferableقابل انتقال، انتقالپذیر
- transformationدگرگونی، تغییر شکل، دگردیسی
- transformerدگردیسگر، دگرسانگر، دگرگون ساز، تغییر شکل دهنده
- transgenderتراجنسیتی، دارای هویت جنسیتی متفاوت از جنسیت تعیینشده در بدو تولد
- transgressionتجاوز، تخطی، گناه، معصیت
- transitionفرآیند تغییر از یک شکل، حالت، سبک یا مکان به دیگری
- transmissionانتقال، فرستادن
- transparencyفرانمایی، فراپیدایی، شفافیت
- traumaضربهی جسمی، زخم شدید جسمی
- traumaticناشی از ضربه، ضربهای، آسیبزا
- treacherousخائن، نابکار، خائنانه
- treacheryخیانت، دغلکاری، نابکاری، ریاکاری
- treatiseرساله
- trickyدشوار، پیچیده، نیازمند دقت زیاد
- trollغول یا کوتولهی ساکن غار و دخمه، ترول
- troubleshooterعیبیاب، رفعکننده مشکل
- troughآبشخور، آخور، سنگاب
- tumourتودهی غیرطبیعی بافت، نئوپلاسم
- turbulenceآشوب، آشفتگی، هرج و مرج
- turbulentمتلاطم، توفانی، آشفته
- turgidآماسیده، باد کرده، متورم، ورم کرده
- typifyنمونه (چیزی) بودن، نماد (چیزی) بودن
- tyrantغاصب قدرت؛ کسی که به طور غیرقانونی قدرت را به دست میگیرد و حکومت میکند، در مقابل پادشاهانی که از طریق انتخاب یا جانشینی به قدرت میرسند.