دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی surge به فارسی
موج ناگهانی، افزایش ناگهانی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English surgen, from Old French surgir, from Latin surgere, meaning to rise.
اسم
- جمع
- surges
موج ناگهانی، افزایش ناگهانی
A sudden transient rush, flood or increase.
He felt a surge of excitement.
موجی از هیجان را احساس کرد.
مترادفها: inrush
افزایش ناگهانی ولتاژ و جریان الکتریکی
A sudden electrical spike or increase of voltage and current.
A power surge at that generator created a blackout across the whole district.
یک فراتاخت نیرو در آن ژنراتور باعث خاموشی در سراسر منطقه شد.
برگشت ناگهانی جریان هوا در کمپرسور موتور جت
A momentary reversal of airflow through the compressor section of a jet engine.
The engine experienced a surge during takeoff.
موتور در هنگام برخاستن دچار برگشت جریان شد.
خیزاب دریا، موج بلند دریا
The swell or heave of the sea.
The surge of the sea rocked the boat.
فراریز دریا قایق را تکان داد.
استقرار سریع نیروها
A deployment in large numbers at short notice.
The army prepared a surge of troops.
ارتش استقرار سریع نیروها را آماده کرد.
چشمه، فواره
A spring; a fountain.
The old cistern yielded a surge of water at dawn.
در منبع قدیمی، در سپیدهدم، فوارهای از آب تازه جاری شد.
فعل
- سومشخص مفرد
- surges
- وجه وصفی حال
- surging
- گذشته ساده
- surged
- اسم مفعول
- surged
ناگهان افزایش یافتن، موج زدن
To rush, flood, or increase suddenly.
Toaster sales surged last year.
فروش توستر سال گذشته ناگهان افزایش یافت.
ناگهان به جلو حرکت کردن
To accelerate forwards, particularly suddenly.
A ship surges forwards, sways sideways and heaves up.
کشتی ناگهان به جلو میرود، به پهلو تکان میخورد و بالا میآید.
دچار برگشت جریان هوا شدن
To experience a momentary reversal of airflow through the compressor section due to disruption of intake airflow.
Use of maximum reverse thrust at low speeds can cause the engine to surge.
استفاده از حداکثر وارونرانه در سرعتهای پایین میتواند باعث برگشت جریان در موتور شود.
شل کردن طناب، سردادن طناب
To slack off a line.
The sailor had to surge the rope to adjust the sail.
ملوان مجبور شد طناب را شل کند تا بادبان را تنظیم کند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه surge را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.