دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی suspicion به فارسی

سوظن، بدگمانی، شک

بریتانیایی: /səˈspɪʃ.ən/ آمریکایی: /səˈspɪʃ.ən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: suspition obsolete؛ 'spicion aphetic

ریشه‌شناسی

From Latin suspicio, from suspicere, meaning to look up to or suspect.

اسم

جمع
suspicions
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

سوظن، بدگمانی، شک

The act of suspecting something or someone, especially of something wrong.

I dispelled their suspicion.

سوظن آنان را برطرف کردم.

He looks at foreigners with suspicion.

او به برون‌مرزی‌ها با بدگمانی نگاه می‌کند.

مترادف‌ها: inkling

۲.

وضعیت مورد سوظن بودن

The condition of being suspected.

He was under suspicion for the crime.

او به جرم تحت سوظن بود.

۳.

عدم قطعیت، تردید

Uncertainty, doubt.

There is a suspicion that the project will fail.

گمانی هست که پروژه شکست خواهد خورد.

۴.

مقدار اندک، نشانه‌ای جزئی

A trace, or slight indication.

There was a suspicion of garlic in the sauce.

مقدار اندکی سیر در سس بود.

۵.

تصور چیزی بدون مدرک

The imagining of something without evidence.

Her suspicion that he was lying proved unfounded.

گمان او که دروغ می‌گفت بی‌اساس از آب درآمد.

فعل

سوم‌شخص مفرد
suspicions
وجه وصفی حال
suspicioning
گذشته ساده
suspicioned
اسم مفعول
suspicioned

Dialectal use.

۶.

سوظن داشتن، بدگمان بودن

گویشی

To suspect; to have suspicions.

I suspicion that he is lying.

من گمان می‌کنم که او دروغ می‌گوید.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

above suspicion

۷.

شرافتمند، سوظن ناپذیر

So honest that no one suspects wrongdoing.

The judge was considered above suspicion.

قاضی فراتر از سوظن تلقی می‌شد.

on suspicion (of)

۸.

به اتهام، به سوظن

Because of being suspected of something.

He was fired on suspicion of communist sympathies.

به اتهام همدردی با کمونیست‌ها اخراج شد.

under suspicion

۹.

تحت اتهام، مورد سوظن

Suspected of wrongdoing.

The employee was under suspicion for theft.

کارمند به اتهام دزدی تحت سوظن بود.

عبارت‌های مرتبط

above suspicion
شرافتمند، سوظن ناپذیر
under suspicion
تحت اتهام، مورد سوظن
on suspicion (of)
به اتهام، به سوظن

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه suspicion را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.