دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی sarcasm به فارسی
طعنه، کنایه، گوشه و کنایه، ریشخند
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Late Latin sarcasmus, from Greek sarkasmos, from sarkazein to tear flesh, from sarx flesh.
اسم
- جمع
- sarcasms
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
طعنه، کنایه، گوشه و کنایه، ریشخند
The use of acerbic language to mock or convey contempt, often using irony and marked by overemphasis or sneering.
Her sarcasm was obvious when she said, 'Oh great, another meeting!'
طعنه او واضح بود وقتی گفت: 'اوه عالیه، یک جلسه دیگر!'
یک طعنه، یک کنایه
An individual act of sarcasm.
He made a sarcasm about the weather.
او یک طعنه درباره آب و هوا زد.
مترادفها: taunt، gibe
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه sarcasm را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.