دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی snotty به فارسی
آلوده به آب بینی، پر از آب بینی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: snottie
ریشهشناسی
From snot + -y.
صفت
- صفت تفضیلی
- snottier
- صفت عالی
- snottiest
آلوده به آب بینی، پر از آب بینی
Running or dirtied with snot.
The little boy had a snotty nose after playing outside in the cold.
پسر کوچک بعد از بازی در بیرون در سرما، دماغش پر از آب بینی بود.
خله مانند، شبیه به آب بینی
Resembling or characteristic of snot, especially in texture.
The mucus was thick and snotty.
مخاط غلیظ و خله مانند بود.
گستاخ، بیادب، پررو
Ill-tempered or impertinent in an arrogant, conceited manner.
She didn't like his snotty attitude when he talked to the waiter.
او از رفتار گستاخانه او هنگام صحبت با گارسون خوشش نیامد.
مترادفها: impertinent، arrogant
اسم
- جمع
- snotties
عروس دریایی یالشیری که مخاطی ترشح میکند که تورهای ماهیگیری را آلوده میکند.
The lion's mane jellyfish, which secretes a mucus that can foul fishing nets.
Fishermen often complain about snotties clogging their nets.
ماهیگیران اغلب از عروس دریایی یالشیری که تورهایشان را مسدود میکند شکایت دارند.
دانشجوی افسری نیروی دریایی، میانافسر
A midshipman.
The snotties were learning navigation on the training ship.
دانشجویان افسری نیروی دریایی در کشتی آموزشی ناوبری یاد میگرفتند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه snotty را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.