دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی severity به فارسی
شدت، سختی، ستهمی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From severe + -ity, from Middle French severite, from Latin severitas.
اسم
- جمع
- severities
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
شدت، سختی، ستهمی
The state or quality of being severe.
a winter of unprecedented severity
زمستانی با شدت بیسابقه
مترادفها: severeness
شدت، دشواری، جانفرسایی
The degree of something undesirable; badness or seriousness.
The severity of the storm caused widespread damage to the town.
شدت طوفان باعث خسارت گستردهای به شهر شد.
سختگیری، تندی
Strictness or harshness in treatment or judgment.
The severity of the teacher's rules made the students nervous.
سختگیری قوانین معلم باعث نگرانی دانشآموزان شد.
سادگی، بیزیبی، عاری بودن از لطافت و زینت
Plainness or lack of ornamentation.
The severity of the room's decor was striking, with no paintings or ornaments to soften the look.
سادگی دکور اتاق چشمگیر بود، بدون هیچ نقاشی یا زینتی برای نرم کردن ظاهر.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه severity را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.