واژههای حرف W
این فهرست فقط واژههای نمونهٔ وبسایت را نشان میدهد، نه همهٔ واژههای اپلیکیشن لایتنری.
- warhorseاسب جنگی، بهویژه اسبی که شوالیهای زرهپوش را حمل میکند
- warpتاب خوردگی، شکم دادگی، کج و معوجی
- warrantمجوز، اجازهنامه
- waryمواظب، محتاط، هشیار، با پروا، دست به عصا
- watershedآبپخشان، خطالرأس جداکننده دو حوضه آبریز
- wattواحد سنجش الکتریسته، وات (یک ژول در ثانیه)
- weaknessناتوانی، ضعف، سستی، بیاستحکامی
- welfareرفاه، بهروزی، بهزیستی، آسایش
- whistle-blowerکسی که یک مشکل یا تخلف را به مقامات گزارش میدهد؛ بهویژه، کارمند یا کارمند سابقی که تخلف کارفرما را گزارش میدهد.
- wholeheartedصمیمانه، قلبی، با دل و جان، با یکرنگی
- willpowerاراده، قدرت اراده، عزم راسخ
- wiseخردمند، عاقل، باخرد، باتدبیر
- wordplayبازی با لغات، ایهام، جناس
- workadayمناسب برای استفاده روزمره، هرروزی
- workflowنرخ جریان کار
- worthwhileارزشمند، ارزنده، سودمند، بهصرفه، مفید، قابل صرف وقت