واژههای حرف G
این فهرست فقط واژههای نمونهٔ وبسایت را نشان میدهد، نه همهٔ واژههای اپلیکیشن لایتنری.
- gaffeلغزش، گاف، اشتباه لپی، خبط بزرگ
- gainfulمخالف
- gallگستاخی، پر رویی
- gatekeeperدربان، سرایدار، کسی که دسترسی به چیزی یا کسی را کنترل میکند
- gatewayراهگاه، راه دربدار، راه جلو دروازه، هشتی
- generalisationتعمیم، مفهومسازی کلی از موارد خاص با انتزاع ویژگیهای مشترک
- generaliseاملای استاندارد بریتانیایی (غیر آکسفورد) generalize
- generalizationتعمیم، عمومیت، همگانش
- generalizeکلیگویی کردن، کلیبافی کردن
- generativeدارای قدرت مولد، سازنده، زایا، تولیدی، فرآور
- genericبسیار کلی؛ مربوط یا مناسب به طبقات یا گروههای بزرگ در مقابل موارد خاص
- geneticژنتیکی، وابسته به ژن
- geneticsعلم ژنتیک، زادشناسی، وراثتشناسی
- geniusنابغه، هوشمند، بسیار باهوش، دارای استعداد سرشار
- genocideنسلکشی، کشتار طبق برنامه برای براندازی ملت یا نژادی، قتل عام، نژاد براندازی، پاکسازی نژادی
- genreنوع، گونه، شاخه
- gentrifyمحلهی قدیمی یا فقیرنشین را به محلهی طبقهی متوسط تبدیل کردن (از راه نوسازی و راندن فقرا)
- geologyزمینشناسی، دانشی که ماهیت کرهی زمین و تاریخ آن و ساختمان پوستهی آن و اجزای درون آن و انواع سنگها و سنگوارهها را بررسی میکند
- geopoliticsمطالعهی رابطهی جغرافیا و سیاست، ژئوپولیتیک، سیاست جغرافیایی
- gigabyteیک میلیارد بایت یا ۱۰۰۰ مگابایت
- giganticغولآسا، غولپیکر، بسیار بزرگ، عظیم
- glacialوابسته به یخرود، وابسته به دوران یخرودی، یخ دورانی
- glamourجادو، طلسم، افسون
- globalجهانی
- globalisationجهانیسازی، فرایند به هم پیوستهتر شدن جهان
- globaliseجهانیسازی کردن، جهانی کردن
- globalizeجهانی کردن، در سرتاسر جهان تعمیم دادن
- glorifyتمجید کردن، قرین افتخار کردن
- glowinglyبهگونهای که نور یا درخشش ساطع کند، درخشانوار
- governanceحکومت، طرز حکومت، حدود و چگونگی حکومت، طرز اداره کردن
- governmentalدولتی، مربوط به دولت
- grantاجازه دادن، برآوردن آرزو، اعطا کردن
- grappleمحکم گرفتن، چنگ زدن
- graspمحکم گرفتن، در دست گرفتن، چنگ گرفتن
- grassrootsمربوط به مردم یا جامعه در سطح محلی، به ویژه در سیاست یا جنبشهای اجتماعی
- gratificationعمل خشنود کردن یا راضی کردن ذهن، میل یا ذائقه
- gratitudeامتنان، حقشناسی، سپاسگزاری، سپاس، قدردانی
- gratuitousرایگان، مجانی، بلاعوض
- graveگور، قبر، حفرهای در زمین برای دفن مرده
- grittyزبر و زمخت، سنگریزه مانند، ریگ مانند، شندار
- groundbreakerپیشگام، پیشرو، کسی که برای اولین بار کاری را انجام میدهد
- groundbreakingپیشگامانه، نوآورانه
- groundworkپایه، اساس، اصول اولیه
- guaranteeچیزی که وقوع یک نتیجه را تضمین میکند
- guilelessبیریا، بیتزویر، یکرنگ، صادق
- gynaecologistپزشک متخصص بیماریهای دستگاه تناسلی زنان، متخصص زنان و زایمان