دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی self-determination به فارسی
توانایی یا حق تصمیمگیری مستقل بدون دخالت دیگران
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From self- + determination.
اسم
- شمارشپذیری
- uncountable
توانایی یا حق تصمیمگیری مستقل بدون دخالت دیگران
The ability or right to make one's own decisions without interference from others.
The country fought for its self-determination and eventually gained independence.
کشور برای خودمختاری خود جنگید و در نهایت استقلال یافت.
خودمختاری سیاسی یک ملت
The political independence of a people.
The region achieved self-determination after decades of struggle.
این منطقه پس از دهها مبارزه به خودمختاری سیاسی دست یافت.
حق تعیین سرنوشت یک ملت در نظم بینالمللی
The collective right of a people to determine its own political status and form of economic, cultural, and social development.
The principle of self-determination is enshrined in the UN Charter.
اصل حق تعیین سرنوشت در منشور سازمان ملل گنجانده شده است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه self-determination را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.