دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی subordination به فارسی

تابع‌سازی، وابسته‌سازی، فرعی‌سازی

بریتانیایی: /səˌbɔː.dɪˈneɪ.ʃən/ آمریکایی: /səˌbɔːr.dənˈeɪ.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French subordination, from Medieval Latin subordinatio.

اسم

جمع
subordinations
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

تابع‌سازی، وابسته‌سازی، فرعی‌سازی

The process of making or classing something or somebody as subordinate.

The subordination of personal interests to the common good is essential in a team.

تابع‌سازی منافع شخصی به نفع عمومی در یک تیم ضروری است.

۲.

فرودستی، پایین‌مرتبگی

The property of being subordinate; inferiority of rank or position.

His subordination in the company hierarchy was clear.

فرودستی او در سلسله‌مراتب شرکت واضح بود.

۳.

اطاعت، پیروی، فرمانبرداری

The quality of being properly obedient to a superior, especially as a principle of discipline.

The subordination of the employees to their manager was essential for the project's success.

اطاعت کارکنان از مدیرشان برای موفقیت پروژه ضروری بود.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه subordination را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.